و آنان را در شكافهاى زمين ، و رخنهء درّهها و فراز كوهها مسكن داد ، با بالهاى متفاوت و شكل و هيأتهاى گوناگون ، كه زمام آنها به دست اوست ، پرندگانى كه با بالهاى خود در لابلاى جوّ گسترده و فضاى پهناور پرواز مىكنند . آنها را از ديار نيستى در شكل و ظاهرى شگفت آور بيافريد ، و استخوانهاشان را از درون در مفصلهاى پوشيده از گوشت به هم پيوند داد « 1 » .
برخى از پرندگان را كه جثّه سنگين داشتند از بالا رفتن و پروازهاى بلند و دور بازداشت ، آنگونه كه آرام و سنگين در نزديكى زمين بال مىزنند . پرندگان را با لطافت قدرتش و دقّت صنعتش ، در رنگهاى گوناگون با زيبايى خاصّى رنگ آميزى كرد ، گروهى از آنها را تنها با يك رنگ بياراست كه رنگ ديگرى در آن راه ندارد ، دستهاى ديگر را در رنگ مخالف آن فرو برد ، جز اطراف گردنشان كه چونان طوقى آويخته ، مخالف رنگ اندامشان است .
2 - شگفتىهاى آفرينش طاووس
و از شگفت انگيزترين پرندگان در آفرينش ، طاووس است ، كه آن را در استوارترين شكل موزون بيافريد ، و رنگهاى پر و بالش را به نيكوترين رنگها بياراست ، با بالهاى زيبا كه پرهاى آن به روى يكديگر انباشته و دم كشيدهاش كه چون به سوى مادّه پيش مىرود آن را چونان چترى گشوده و بر سر خود سايبان مىسازد ، گويا بادبان كشتى است كه نا خدا آن را بر افراشته است . « 2 » طاووس به رنگهاى زيباى خود مىنازد ، و خوشحال و خرامان دم زيبايش را به اين سو و آن سو مىچرخاند ، و سوى مادّه مىتازد ، چون خروس مىپرد ، و چون حيوان نر مست شهوت با جفت خويش مىآميزد ، اين حقيقت را از روى مشاهده مىگويم ، نه چون كسى كه بر اساس نقل ضعيفى سخن بگويد : اگر كسى خيال كند : « بار دار شدن طاووس به وسيله قطرات اشكى است كه در اطراف چشم نر حلقه زده و طاووس مادّه آن را مىنوشد آنگاه بدون آميزش با همين اشكها تخمگذارى مىكند » افسانه بى اساس است ولى شگفتتر از آن نيست كه مىگويند : « زاغ نر طعمه به منقار ماده مىگذارد كه همين عامل بار دار شدن زاغ است ! » . گويا نىهاى پر طاووس چونان شانههايى است كه از نقره ساخته ، و گردىهاى شگفت انگيز آفتاب گونه كه به پرهاى اوست از زر ناب و پارههاى زبرجد بافته شده است . اگر رنگهاى پرهاى طاووس را به روييدنىهاى زمين تشبيه كنى ، خواهى گفت : دسته گلى است كه از شكوفههاى رنگارنگ گلهاى بهارى فراهم آمده است ، و اگر آن را با پارچههاى پوشيدنى همانند سازى ، پس چون پارچههاى زيباى پر نقش و نگار يا پردههاى رنگارنگ يمن است ، و اگر آن را با زيور آلات مقايسه كنى چون نگينهاى رنگارنگى است كه در نوارى از نقره با جواهرات زينت شده است .
3 روانشناسى حيوانى طاووس
طاووس ، چون به خود بالندهء مغرور راه مىرود ، دم و بالهاى زيبايش را بر انداز مىكند ، پس با توجه به زيبايى جامه و رنگهاى گوناگون پرو بالش قهقهه سر مىدهد ، امّا چون نگاهش به
هامش
( 1 ) اشاره به علم : ارنيتولوژىygolohtinrO( پرنده شناسى )
( 2 ) واژهء « دارىّ » را برخى به شهر دارين ، شهر قديمى در كنار قطيف و بحرين ترجمه كردهاند ، امّا يكى از معانى آن ملّاح است كه بادبان كشتى را نگه مىدارد .