و براى هر پديدهاى حد و مرزى تعيين فرمود ، و آنها را به نيكوترين صورت زيبا ، صورتگرى كرد ، چيزى از فرمان او سر پيچى نمىكند ، و خدا از اطاعت چيزى سود نمىبرد ، علم او به مردگانى كه رفتند چونان آگاهى او به زندگانى است كه هستند ، و علم او به آسمانهاى بالا چونان علم او به زمينهاى زيرين است .
3 شگفتى آفرينش انسان
اى انسان ! اى آفريدهء راست قامت ، اى پديدهء نگهدارى شده در تاريكىهاى رحمهاى مادران ، و قرار داده شده در پردههاى تو در تو ! آغاز آفرينش تو از گل و لاى بود ، و سپس در جايگاه آرامى نهاده شدى تا زمانى مشخّص و سر آمدى تعيين شده ، و آنگاه كه در شكم مادرت حركت مىكردى ، نه دعوتى را مىتوانستى پاسخ دهى ، و نه صدايى را مىشنيدى .
سپس تو را از قرار گاهت بيرون كردند و به خانهاى آوردند كه آن را نديده بودى و راههاى سودش را نمىتوانستى ، پس چه كسى تو را در مكيدن شير ، از پستان مادر هدايت كرد ؟
و به هنگام نياز جايگاههاى طلب كردن و خواستن را به تو شناساند ؟
هرگز ، آن كس كه در توصيف پديدهاى با شكل و اندازه و ابزار مشخّص درمانده باشد ، بدون ترديد از وصف پر وردگارش ناتوانتر ، و از شناخت خدا با حدّ و مرز پديدهها دور تر است .
ترجمه خطبه 164
( در سال 34 هجرى مردم در اطراف امام جمع شده و از عثمان شكايت كردند و از او خواستند كه با عثمان صحبت كند تا از اشتباهات خود دست بردارد )
هشدار دادن به عثمان
همانا مردم پشت سر من هستند و مرا ميان تو و خودشان ميانجى قرار دادهاند ، به خدا نمىدانم با تو چه بگويم ؟ چيزى را نمىدانم كه تو ندانى ، تو را به چيزى راهنمايى نمىكنم كه نشناسى ، تو مىدانى آنچه ما مىدانيم . ما به چيزى پيشى نگرفتهايم كه تو را آگاه سازيم ، و چيزى ما در پنهانى نيافتهايم كه آن را به تو ابلاغ كنيم . ديدى چنان كه ما ديدم ، شنيدى چنان كه ما شنيديم ، با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودى چنان كه ما بوديم ، پسر ابو قحافه ( ابا بكر ) و پسر خطّاب ، در عمل به حق ، از تو بهتر نبودند ، تو به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در خويشاوندى از آن دو نزديكترى ، و داماد او شدى كه آنان نشدند ، پس خدا را ، خدا را ، پروا كن ! سوگند به خدا ، تو كور نيستى تا بينايت كنند ، نادان نيستى تا تو را تعليم دهند ،