و با آن كه مقام و منزلت بزرگى داشت ، زينتهاى دنيا از ديدهء او دور ماند .
پس تفكّر كنندهاى بايد با عقل خويش به درستى انديشه كند كه : آيا خدا محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به داشتن اين صفتها اكرام فرمود يا او را خوار كرد ؟ اگر بگويد : خوار كرد ، دروغ گفته و بهتانى بزرگ زده است ، و اگر بگويد : او را اكرام كرد ، پس بداند ، خدا كسى را خوار شمرد كه دنيا را براى او گستراند و از نزديكترين مردم به خودش دور نگهداشت .
پس پيروى كننده بايد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيروى كند ، و به دنبال او راه رود ، و قدم بر جاى قدم او بگذارد ، و گر نه از هلاكت ايمن نمىباشد ، كه همانا خداوند ، محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را نشانه قيامت ، و مژده دهنده بهشت ، و ترساننده از كيفر جهنم قرار داد ، او با شكمى گرسنه از دنيا رفت و با سلامت جسم و جان وارد آخرت شد ، و كاخهاى مجلّل نساخت ( سنگى بر سنگى نگذاشت ) تا جهان را ترك گفت ، « 1 » و دعوت پروردگارش را پذيرفت .
وه ! چه بزرگ است منّتى كه خدا با بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر ما نهاده ، و چنين نعمت بزرگى به ما عطا فرموده ، رهبر پيشتازى كه بايد او را پيروى كنيم و پيشوايى كه بايد راه او را تداوم بخشيم .
به خدا سوگند آنقدر اين پيراهن پشمين را وصله زدم كه از پينه كننده آن شرمسارم .
يكى به من گفت : « آيا آن را دور نمىافكنى ؟ » گفتم : از من دور شو ، صبحگاهان رهروان شب ستايش مىشوند . « 2 »
ترجمه خطبه 161
اعتقادى ، اخلاقى
1 وصف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اهل بيت عليهم السّلام
خداوند پيامبرش را با نورى درخشان ، و برهانى آشكار ، و راهى روشن ، و كتابى هدايتگر بر انگيخت .
خانوادهء او نيكوترين خانواده ، و درخت وجودش از بهترين درختان است كه شاخههاى آن راست و ميوههاى آن سر به زير و در دسترس همگان است ، زادگاه او مكه ، و هجرت او به مدينه پاك و پاكيزه است ، كه در آنجا نام او بلند شد و دعوتش به همه جا رسيد . خدا او را با برهانى كامل و كافى ( قرآن ) و پندهاى شفا بخش ، و دعوتى جبران كننده فرستاد . با فرستادن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شريعتهاى ناشناخته را شناساند ، و ريشهء بدعتهاى راه يافته در اديان آسمانى را قطع كرد ، و احكام و مقرّرات الهى را بيان فرمود . پس هر كس جز اسلام دينى را انتخاب كند به يقين شقاوت او ثابت ، و پيوند او با خدا قطع ، و سقوطش سهمگين خواهد بود ، و سر انجامش رنج و اندوهى بىپايان و شكنجهاى پردرد مىباشد . بر خدا توكّل مىكنم ، توكّلى كه بازگشت به سوى او باشد ، و از او راه مىجويم ، راهى كه به بهشت رسد و به آنجا كه خواست اوست بينجامد .
2 سفارش به تقوا و عبرت از گذشتگان
هامش
( 1 ) سنگى بر سنگى نگذاشت ، يعنى خانههاى با شكوهى نساخت و خانهاى ساده داشت ، زيرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ساختمان مسجد شخصا سنگها را مىآورد ، و براى همسران خود خانهها و حجرههايى ساخت .
( 2 ) ضرب المثل است ، يعنى آينده از آن استقامت كنندگان است .