و پردههاى غيب ميان ما و آنها گسترده مىباشد .
2 راههاى خدا شناسى
پس آن كس كه دل را از همه چيز تهى سازد ، و فكرش را به كار گيرد تا بداند كه : چگونه عرش قدرت خود را برقرار ساختهاى و پديده را چگونه آفريدهاى ؟ و چگونه آسمانها و كرات فضايى را در هوا آويختهاى ؟ و زمين را چگونه بر روى امواج آب گستردهاى ؟ نگاهش حسرت زده ، و عقلش مات و سرگردان ، و شنواييش آشفته ، و انديشهاش حيران مىماند . « 1 »
3 وصف اميدوارى به خدا
به گمان خود ادّعا دارد كه به خدا اميدوار است ! به خداى بزرگ سوگند كه دروغ مىگويد ، چه مىشود او را كه اميدوارى در كردارش پيدا نيست ؟ پس هر كس به خدا اميدوار باشد بايد ، اميد او در كردارش آشكار شود ، هر اميدوارى جز اميد به خداى تعالى ناخالص است ، و هر ترسى جز ترس از خدا نادرست است .
گروهى در كارهاى بزرگ به خدا اميد بسته و در كارهاى كوچك به بندگان خدا روى مىآورند ، پس حق بنده را ادا مىكنند و حق خدا را بر زمين مىگذارند ، چرا در حق خداى متعال كوتاهى مىشود ؟ و كمتر از حق بندگان رعايت مىگردد ؟ آيا مىترسى در اميدى كه به خدا دارى دروغگو باشى ؟ يا او را در خور اميد بستن نمىپندارى ؟
اميدوار دروغين اگر از بندهء خدا ترسناك باشد ، حق او را چنان رعايت كند كه حق پروردگار خود را آنگونه رعايت نمىكند ، پس ترس خود را از بندگان آماده ، و ترس از خداوند را وعدهاى انجام نشدنى مىشمارد ، و اين گونه است كسى كه دنيا در ديدهاش بزرگ جلوه كند ، و ارزش و اعتبار دنيا در دلش فراوان گردد ، كه دنيا را بر خدا مقدّم شمارد ، و جز دنيا به چيز ديگرى نپردازد و بندهء دنيا گردد .
4 سيرى در زندگانى پيامبران عليه السّلام ( براى انتخاب الگوهاى ساده زيستى ) « 2 »
براى تو كافى است كه راه و رسم زندگى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را اطاعت نمايى ، تا راهنمايى خوبى براى تو در شناخت بدىها و عيبهاى دنيا و رسوايىها و زشتىهاى آن باشد ، چه اينكه دنيا از هر سو بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باز داشته و براى غير او گسترانده شد ، از پستان دنيا شير نخورد ، و از زيورهاى آن فاصله گرفت .
اگر مىخواهى دومى را ، موسى عليه السّلام و زندگى او را تعريف كنم ، آنجا كه مىگويد :
« پروردگارا ! هر چه به من از نيكى عطا كنى نيازمندم » به خدا سوگند ، موسى عليه السّلام جز قرص نانى كه گرسنگى را بر طرف سازد چيز ديگرى نخواست ، زيرا موسى عليه السّلام از سبزيجات زمين مىخورد ، تا آنجا كه بر اثر لاغرى و آب شدن گوشت بدن ، سبزى گياه از پشت پردهى شكم او آشكار بود . و اگر مىخواهى : سومى را ، حضرت داوود عليه السّلام
هامش
( 1 ) طرح اين واقعيّت كه حواسّ و ابزار شناخت انسان محدود است ، پراگماتيسمmsitamgarP( اصالت عمل ) و پوزيتيويسمmsivitisoP( اصالت حسّ تجربه ) و امپريسيسمmsiciripmE( اصالت تجربه ) را نقد مىكند زيرا كه تجربه مىتواند يكى از راههاى شناخت واقعيّتها باشد ، پس نمىتوان به آن اصالت داد .
( 2 ) اشاره به : هيستورياairotsiH( توجّه به اسطورهها و الگوها ) كه در تمام ملل و اقوام وجود دارد .