3 روانشناسى انسانى ( تأثير جسم و روح در يكديگر )
و بدان كه هر ظاهرى باطنى متناسب با خود دارد ، آنچه ظاهرش پاكيزه ، باطن آن نيز پاك و پاكيزه است ، و آنچه ظاهرش پليد ، باطن آن نيز پليد است ، و پيامبر راستگو صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « 1 » همانا خداوند بندهاى را دوست دارد امّا كردار او را دشمن ، و كردار بندهاى را دوست مىدارد امّا شخص او را ناخوش .
آگاه باش هر عملى رويشى دارد ، و هر رويندهاى از آب بىنياز نيست ، و آبها نيز گوناگون مىباشند . پس هر درختى كه آبيارىاش به اندازه و نيكو باشد شاخ و برگش نيكو و ميوهاش شيرين است . و آنچه آبيارىاش پاكيزه نباشد درختش عيب دار و ميوهاش تلخ است .
ترجمه خطبه 155
( در اين خطبه شگفتىهاى آفرينش خفّاش را بيان مىفرمايد )
1 وصف پروردگار
ستايش خداوندى را سزاست كه تمامى صفتها از بيان حقيقت ، ذاتش در مانده ، و بزرگى او عقلها را طرد كرده است ، چنان كه راهى براى رسيدن به نهايت ملكوتش نيابد . او خداى حق و آشكار ، سزاوارتر و آشكارتر از آن است كه ديدهها مىنگرند . عقلها نمىتوانند براى او حدّى تعيين كنند ، تا همانندى داشته باشد ، و انديشهها و اوهام نمىتوانند براى او اندازهاى مشخّص كنند تا در شكل و صورتى پنداشته شود . پديدهها را بى آن كه نمونهاى موجود باشد يا با مشاورى مشورت نمايد ، و يا از قدرتى كمك و مدد بگيرد آفريد ، پس با فرمان او خلقت آن به كمال رسيد ، و اطاعت پروردگار را پذيرفت و پاسخ مثبت داد و به خدمت شتافت ، و گردن به فرمان او نهاد و سرپيچى نكرد .
2 شگفتىهاى خفّاش
از زيبايىهاى صنعت پروردگارى ، و شگفتىهاى آفرينش او ، همان اسرار پيچيدهء حكيمانه در آفريدن خفّاشان است ، روشنى روز كه همه چيز را مىگشايد چشمانشان را مىبندد ، و تاريكى شب كه هر چيز را به خواب فرو مىبرد ، چشمان آنها را باز مىكند ، چگونه چشمان خفّاش كم بين است كه نتواند از نور آفتاب درخشنده روشنى گيرد ؟
نورى كه با آن راههاى زندگى خود را بيابد ، و در پرتو آشكار خورشيد خود را به جاهايى رساند كه مىخواهد ، روشنى آفتاب خفّاش را از رفتن در تراكم نورهاى تابندهاش باز مىدارد ، و در خلوتگاههاى تاريك پنهان مىسازد ، كه از حركت در نور درخشان ناتوان است ،
هامش
( 1 ) اشاره به علم : پاتولوژىygolohtaP( آسيب شناسى ) نسبت به جسم و بيماريهاى بدن