تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
يا خشم خويش را با كشتن بى گناهى فرونشاند ، يا بر بىگناهى به خاطر كارى كه ديگرى انجام داده عيب جويى كند ، يا به خاطر حاجتى كه به مردم دارد بدعتى در دين خدا بگذارد ، يا با مردم به دو چهره ملاقات كند ، و يا در ميان آنان با دو زبان سخن بگويد . در آنچه گفتم نيك بينديش كه هر مثال را همانند فراوان است .

4 روانشناسى

همانا تمام حيوانات در تلاش پر كردن شكمند ، و درندگان در پى تجاوز كردن به ديگران ، و زنان بىايمان تمام همّتشان آرايش زندگى و فساد انگيزى در آن است ، امّا مؤمنان فروتنند ، همانا مؤمنان مهربانند ، همانا مؤمنان از آينده ترسانند .

ترجمه خطبه 154

( برخى از شارحان گفتند اين سخنرانى در شهر مدينه ايراد شد )

1 ضرورت پيروى از امامان دوازده گانه

عاقل با چشم دل سر انجام كار را مىنگرد ، و پستى و بلندى آن را تشخيص مىدهد ، دعوت كنندهء حق ، ( پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) دعوت خويش را به پايان رسانيد ، و رهبر امّت به سرپرستى قيام كرد ، پس دعوت كنندهء حق را پاسخ دهيد و از رهبرتان اطاعت كنيد . گروهى در درياى فتنه‌ها فرو رفته ، بدعت را پذيرفته ، و سنّت‌هاى پسنديده را ترك كردند ، مؤمنان كنارگيرى كرده و گمراهان و دروغگويان به سخن آمدند . مردم ! ما اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چونان پيراهن تن او ، و ياران راستين او ، و خزانه‌داران علوم و معارف وحى ، و درهاى ورود به آن معارف ، مىباشيم ، كه جز از در ، « 1 » هيچ كس به خانه‌ها وارد نخواهد شد ، و هر كس از غير در وارد شود ، دزد ناميده مىشود . مردم ! در بارهء اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آيات كريمهء قرآن نازل شد ، آنان گنجينه‌هاى علوم خداوند رحمانند ، اگر سخن گويند ، راست گويند ، و اگر سكوت كنند بر آنان پيشى نجويند .

2 شرايط امامت و رهبرى

پس بايد امام و راهنماى مردم به مردم راست بگويد ، و راه خرد پيمايد و از فرزندان آخرت باشد كه از آنجا آمده و بدانجا خواهد رفت . پس آن كه با چشم دل بنگرد ، و با ديدهء درون كار كند ، آغاز كارش آن است كه بينديشد : آيا عمل او به سود او است يا زيان او ؟ اگر به سود است ادامه دهد ، و اگر زيانبار است توقف كند ، زيرا عمل كنندهء بدون آگاهى چون رونده‌اى است كه بيراهه مىرود ، پس هر چه شتاب كند از هدفش دور تر مىماند ، و عمل كنندهء از روى آگاهى ، چون رونده‌اى بر راه راست است ، پس بيننده بايد به درستى بنگرد آيا روندهء راه مستقيم است يا واپس گرا ؟
هامش
( 1 ) اشاره است به حديث معروف نبوى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « انا مدينة العلم و علىّ بابها فمن اراد المدينة فليأت الباب » « من شهر علم و على در آن است پس هر كس آهنگ شهر دارد بايد از در آن وارد شود » يا « فليأتها من بابها » . ( ينابيع المودّة ج 1 ص 62 - و - ارشاد مفيد ص 32 - و تذكرة الخواص ص 48 - و صواعق ابن حجر ص 122 ) .