ستايش خداوندى را كه با آفرينش بندگان ، بر هستى خود راهنمايى فرمود ، و آفرينش پديدههاى نو ، بر ازلى بودن او گواه است ، و شباهت داشتن مخلوقات به يكديگر دليل است كه او همتايى ندارد ، حواس بشرى ذات او را درك نمىكند ، و پوششها او را پنهان نمىسازد ، زيرا سازنده و ساخته شده ، فراگيرنده و فرا گرفته ، پروردگار و پرورده ، يكسان نيستند .
يگانه است نه از روى عدد ، آفريننده است نه با حركت و تحمّل رنج ، شنواست بدون وسيلهء شنوايى ، و بيناست بى آن كه چشم گشايد و بر هم نهد ، در همه جا حاضر است نه آن كه با چيزى تماس گيرد ، و از همه چيز جداست ، نه اينكه فاصله بين او و موجودات باشد ، آشكار است نه با مشاهدهء چشم ، پنهان است نه به خاطر كوچكى و ظرافت ، از موجودات جداست كه بر آنها چيره و تواناست ، و هر چيزى جز او برابرش خاضع و بازگشت آن به سوى خداست .
آن كه خدا را وصف كند ، محدودش كرده ، و آن كه محدودش كند ، او را به شمارش آورده ، و آن كه خدا را به شمارش آورد ، ازليّت او را باطل كرده است ، و كسى كه بگويد : خدا چگونه است ؟ او را توصيف كرده ، و هر كه بگويد : خدا كجاست ؟ مكان براى او قائل شده است . خدا عالم بود آنگاه كه معلومى وجود نداشت ، پرورنده بود آنگاه كه پديدهاى نبود ، و توانا بود آنگاه كه توانايى نبود .
2 عظمت امامان دوازده گانه و قرآن
همانا طلوع كنندهاى « 1 » آشكار شد ، و درخشندهاى درخشيد و آشكار شوندهاى آشكار گرديد ، « 2 » و آن كه از جادّهء حق منحرف شد به راه راست بازگشت ، خداوند گروهى را به گروهى تبديل ، و روزى را برابر روزى قرار داد ، و ما چونان مانده در خشكسالان كه در انتظار بارانند ، انتظار چنين روزى را مىكشيديم .
همانا امامان دين ، از طرف خدا ، تدبير كنندگان امور مردم ، و كارگزاران آگاه بندگانند ، كسى به بهشت نمىرود جز آن كه آنان را شناخته ، و آنان او را بشناسند ، و كسى در جهنّم سرنگون نگردد جز آن كه منكر آنان باشد و امامان دين هم وى را نپذيرند .
همانا خداى متعال شما را به اسلام اختصاص داد و براى اسلام برگزيد ، زيرا اسلام نامى از سلامت است ، و فراهم كنندهء كرامت جامعه مىباشد ، راه روشن آن را خدا برگزيد ، و حجّتهاى آن را روشن گردانيد .
3 ويژگىهاى اسلام
اسلام ظاهرش علم ، و باطنش حكمت است ، نو آورىهاى آن پايان نگيرد و شگفتىهايش تمام نمىشود .
در اسلام بركات و خيرات چونان سرزمينهاى پر گياه در اوّل بهاران فراوان است ، و چراغهاى روشنى بخش تاريكىها فراوان دارد ، كه در نيكىها جز با كليدهاى اسلام باز نشود ، و تاريكىها را جز با چراغهاى آن روشنايى نمىتوان بخشيد ، مرزهايش محفوظ ، و چراگاههايش را خود نگهبان است ، هر درمان خواهى را درمان ، و هر بىنيازى طلبى را كافى است .
هامش
( 1 ) حكومت و امامت اهل بيت عليهم السّلام .
( 2 ) اشاره به حكومت خود پس از بيعت مردم .