اقتدا كننده به اوّلين مىباشند .
آنان در به دست آوردن دنياى پست بر هم سبقت مىگيرند ، و چونان سگهاى گرسنه ، اين مردار را از دست يكديگر مىربايند ، طولى نمىكشد كه پيرو از رهبر ، و رهبر از پيرو ، بيزارى مىجويد ، و با بغض و كينه از هم جدا مىشوند ، و به هنگام ملاقات ، همديگر را نفرين مىكنند .
3 خبر از آيندهء خونين عرب
سپس فتنهاى سر برآورد كه سخت لرزاننده ، در هم كوبنده و نابود كننده است ، كه قلبهايى پس از استوارى مىلغزند ، و مردانى پس از درستى و سلامت ، گمراه مىگردند ، و افكار و انديشهها به هنگام هجوم اين فتنهها پراكنده ، و عقايد پس از آشكار شدنشان به شك و ترديد دچار مىگردد . آن كس كه به مقابله با فتنهها برخيزد كمرش را مىشكند ، و كسى كه در فرو نشاندن آن تلاش مىكند ، او را در هم مىكوبد .
در اين ميان فتنه جويان چونان گورخران ، يكديگر را گاز مىگيرند ، و رشتههاى سعادت و آيين محكم شدهءشان لرزان مىگردد ، و حقيقت امر پنهان مىماند . حكمت و دانش كاهش مىيابد ، ستمگران به سخن مىآيند ، و بيابان نشينها را در هم مىكوبند ، و با سينهء مركبهاى ستم ، آنها را خرد مىنمايند . تك روان در غبار آن فتنهها نابود مىگردند ، و سواران با قدرت در آن به هلاكت مىرسند .
فتنهها با تلخى خواستهها وارد مىشود ، و خونهاى تازه را مىدوشد ، نشانههاى دين را خراب ، و يقين را از بين مىبرد . فتنههايى كه افراد زيرك از آن بگريزند ، و افراد پليد در تدبير آن بكوشند . آن فتنهها پر رعد و برق و پر زحمت است ، در آن پيوندهاى خويشاوندى قطع شده ، و از اسلام جدا مىگردند ، فتنهها چنان ويرانگرند كه تندرستها بيمار ، و مسكن گزيدگان كوچ مىكنند ، در آن ميان كشتهاى است كه خونش به رايگان ريخته ، و افراد ترسويى كه طالب امانند ، با سوگندها آنان را فريب مىدهند ، و با تظاهر به ايمان آنها را گمراه مىكنند .
4 رهنمودها در مقابله با فتنهها
پس سعى كنيد كه شما پرچم فتنهها و نشانههاى بدعتها نباشيد ، و آنچه را كه پيوند امت اسلامى بدان استوار ، و پايههاى طاعت بر آن پايدار است ، بر خود لازم شماريد « 1 » ، و بر خدا ، ستمديده وارد شويد نه ستمگر ، و از گرفتار شدن به دامهاى شيطان ، و قرار گرفتن در وادى دشمنىها بپرهيزيد ، و لقمههاى حرام به شكم خود راه ندهيد ، شما برابر ديدگان خداوندى قرار داريد كه گناهان را حرام كرد و راه اطاعت و بندگى را آسان فرمود .
ترجمه خطبه 152
( نوشتهاند كه اين سخنرانى را در روزهاى اوّل خلافت در سال 35 هجرى در مدينه ايراد فرمود )
1 خداشناسى ( شناخت صفات خدا )
هامش
( 1 ) اشاره به : كولكتيويسمmsivitcelloC( عقيده به اصالت كارهاى جمعى ) كه سعى دارند جامعه را با همكارى و مشاركت عمومى اداره كنند .