و با اندوه و نگرانى به خانههايمان باز نفرستى ، و گناهانمان را به رخمان نكشى ، و اعمال زشت ما را مقياس كيفر ما قرار ندهى .
خداوندا ! باران رحمت خود را بر ما ببار ، و بركت خويش را بر ما بگستران ، و روزى و رحمتت را به ما برسان ، و ما را از بارانى سيراب فرما كه سودمند و سيراب كننده و رويانندهء گياهان باشد ، و آنچه خشك شده دوباره بروياند ، و آنچه مرده است زنده گرداند ، بارانى كه بسيار پر منفعت ، رويانندهء گياهان فراوان ، كه تپّهها و كوهها را سيراب ، و در درّهها و رودخانهها ، چونان سيل جارى شود ، درختان را پر برگ نمايد و نرخ گرانى را پايين آورد ، همانا تو بر هر چيز كه خواهى توانايى .
ترجمه خطبه 144
1 فلسفه بعثت پيامبران
خداوند پيامبران را بر انگيخت و وحى را به آنان اختصاص داد ، و پيامبران را حجّت خود بر بندگان قرار داد ، تا استدلالى يا جاى عذرى براى كسى باقى نماند ، پس پيامبران انسانها را ، با زبان راستگويى به راه حق فراخواندند .
آگاه باشيد كه خداوند از درون بندگان پرده بر مىگيرد ، نه آن كه بر اسرار پوشيدهء آنان آگاه نيست ، و بر آنچه در سينهها نهفته دارند بىخبر است ، بلكه خواست آنان را آزمايش كند ، تا كدام يك ، اعمال نيكو انجام مىدهد ، و پاداش برابر نيكوكارى و كيفر مكافات در خور بدىها باشد .
2 ويژگىهاى امامان دوازده گانه
كجا هستند كسانى كه پنداشتند دانايان علم قرآن آنان مىباشند نه ما ؟ كه اين ادّعا را بر أساس دروغ و ستمكارى بر ضدّ ما روا داشتند ، خدا ما اهل بيت پيامبر عليهم السّلام را بالا آورد و آنان را پست و خوار كرد ، به ما عطا فرمود و آنها را محروم ساخت ، ما را در حريم نعمتهاى خويش داخل و آنان را خارج كرد ، كه راه هدايت را با راهنمايى ما مىپويند ، و روشنى دلهاى كور را از ما مىجويند .
همانا امامان ( دوازده گانه ) همه از قريش بوده كه درخت آن را در خاندان بنى هاشم كاشتهاند ، مقام ولايت و امامت در خور ديگران نيست ، و ديگر مدعيّان زمامدارى ، شايستگى آن را ندارند .
3 شناساندن گمراهان و خبر از ستمكارى عبد الملك مروان
گمراهان ، دنياى زودگذر را برگزيدند ، و آخرت جاويدان را رها كردند .
چشمهء زلال را گذاشتند و از آب تيره و ناگوار نوشيدند ، گويا فاسق آنها را مىنگرم كه با منكر و زشتىها يار است ( عبد الملك مروان ) و با آن انس گرفته و همنشين مىگردد تا آن كه موى سرش در گناهان سفيد گشته و خلق و خوى او رنگ گناه و منكر گيرد ، در چنين حالى ، كف بر لب به مردم يورش آورد ، چونان موج خروشانى كه از غرق كردن هر چيزى بىپروا باشد ، يا شعلهاى كه تر و خشك را بسوزاند و همه چيز را خاكستر گرداند ! .