و اين وضع خونبار تداوم يابد تا آن كه عقل از دست رفته عرب باز آيد ، « 1 » پس بايد بر سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باقى مانيد كه برپاست ، و بر اثار رسالت تكيه نماييد ، كه آشكار است ، به عهد نزديكى كه بستهايد وفادار مانيد كه يادگار پيامبر بر آن تكيه دارد ، و بدانيد اين شيطان است كه راههايش را هموار مىنمايد تا قدم بر جاى قدمهايش نهيد و راهش را پىگيريد .
ترجمه خطبه 139
( در سال 23 هجرى وقتى در شوراى شش نفره تنها با تأييد داماد عثمان « عبد الرحمن » به عثمان رأى دادند و حقائق مسلّم را ناديده گرفتند ، فرمود )
ويژگىهاى امام عليه السّلام ( و هشدار از حوادث خونين آينده )
مردم ! هيچ كس پيش از من در پذيرش دعوت حق شتاب نداشت ، و چون من كسى در صلهء رحم ، و بخشش فراوان تلاش نكرد ، پس به سخن من گوش فرا دهيد ، و منطق مرا در يابيد ، كه در آيندهاى نه چندان دور براى تصاحب خلافت شمشيرها كشيده شده ، و عهد و پيمانها شكسته خواهد شد ، تا آن كه بعضى از شما پيشواى گمراهان و پيرو جاهلان خواهيد شد .
ترجمه خطبه 140
( در نهى از عيب جوئى مردم ايراد كرد )
پرهيز دادن از غيبت و بدگويى
به كسانى كه گناه ندارند ، و از سلامت دين برخوردارند ، رواست كه به گناهكاران ترحّم كنند ، و شكر اين نعمت گزارند ، كه شكرگزارى آنان را از عيب جويى ديگران باز دارد ، چرا و چگونه آن عيب جو ، عيب برادر خويش گويد ؟ و او را به بلايى كه گرفتار است سرزنش مىكند ؟ آيا به خاطر ندارد كه خدا چگونه او را بخشيد و گناهان او را پرده پوشى فرمود ؟ چگونه ديگرى را بر گناهى سرزنش مىكند كه همانند آن را مرتكب شده ! يا گناه ديگرى انجام داده كه از آن بزرگتر است ؟ به خدا سوگند ! گر چه خدا را در گناهان بزرگ عصيان نكرده و تنها گناه كوچك مرتكب شده باشد ، اما جرأت او بر عيب جويى از مردم ، خود گناه بزرگترى است .
اى بندهء خدا ، در گفتن عيب كسى شتاب مكن ، شايد خدايش بخشيده باشد ، و بر گناهان كوچك خود ايمن مباش ، شايد براى آنها كيفر داده شوى ! پس هر كدام از شما كه به عيب كسى آگاه است ، به خاطر آنچه كه از عيب خود مىداند بايد از عيب جويى ديگران خوددارى كند ،
هامش
( 1 ) اشاره به اتّحاد و هماهنگى مردم در نابودى بنى اميّه و ظهور بنى العبّاس كه پيروان بنى اميّه را نابود كردند .