و هنگامى كه شاميان ما را دعوت كردند تا قرآن را ميان خويش داور گردانيم ، ما گروهى نبوديم كه به كتاب خداى سبحان پشت كنيم ، در حالى كه خداى بزرگ فرمود : « اگر در چيزى خصومت كرديد آن را به خدا و رسول باز گردانيد » باز گرداندن آن به خدا اين است كه كتاب او را به داورى بپذيريم ، و باز گرداندن به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين است كه سنّت او را انتخاب كنيم ، پس اگر از روى راستى به كتاب خدا داورى شود ، ما از ديگر مردمان به آن سزاوارتريم ، و اگر در برابر سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تسليم باشند ما بدان اولى و برتريم . امّا سخن شما كه چرا ميان خود و آنان براى حكميّت ( داورى ) مدّت تعيين كردى ؟ من اين كار را كردم تا نادان خطاى خود را بشناسد ، و دانا بر عقيدهء خود استوار بماند ، و اينكه شايد در اين مدّت آشتى و صلح ، خدا كار امّت را اصلاح كند و راه تحقيق و شناخت حق باز باشد ، تا در جستجوى حق شتاب نورزند ، و تسليم اوّلين فكر گمراه كننده نگردند .
2 سرزنش كوفيان و خوارج گمراه
همانا برترين مردم در پيشگاه خدا كسى است كه عمل به حق در نزد او دوست داشتنىتر از باطل باشد ، هر چند از قدر او بكاهد و به او زيان رساند ، و باطل به او سود رساند و بر قدر او بيفزايد . مردم ! چرا حيران و سرگردانيد ؟ و از كجا به اينجا آورده شديد ؟ آماده شويد براى حركت به سوى شاميانى كه از حق روى گرداندند و آن را نمىبينند ، و به ستمگرى روى آورده حاضر به پذيرفتن عدالت نيستند ، از كتاب خدا فاصله گرفتند ، و از راه راست منحرف گشتند ! افسوس اى كوفيان ! شما وسيلهاى نيستيد كه بشود به آن اعتماد كرد ، و نه ياوران عزيزى كه بتوان به دامن آنها چنگ زد ! شما بد نيروهايى در افروختن آتش جنگ هستيد ، نفرين بر شما . چقدر از دست شما ناراحتى كشيدم ، يك روز آشكارا با آواز بلند شما را به جنگ مىخوانم و روز ديگر آهسته در گوش شما زمزمه دارم ، نه آزاد مردان راستگويى هستيد به هنگام فراخواندن و نه برادران مطمئنّى براى راز دارى هستيد .
ترجمه خطبه 126
( به امام گفتند كه مردم به دنيا دل بستهاند ، معاويه با هدايا و پولهاى فراوان آنها را جذب مىكند شما هم از اموال عمومى به اشراف عرب و بزرگان قريش ببخش و از تقسيم مساوى بيت المال دست بردار تا به تو گرايش پيدا كنند ) « 1 »
عدالت اقتصادى امام عليه السّلام
آيا به من دستور مىدهيد براى پيروزى خود ، از جور و ستم در باره امّت اسلامى كه بر آنها ولايت دارم ، استفاده كنم ؟ « 2 » به خدا سوگند ، تا عمر دارم ، و شب و روز برقرار است ، و ستارگان از پى هم طلوع و غروب مىكنند ، هرگز چنين كارى نخواهم كرد ! اگر اين اموال از خودم بود به گونهاى مساوى در ميان مردم تقسيم مىكردم تا چه رسد كه جزو اموال خداست ! آگاه باشيد !
هامش
( 1 ) علّت آن بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيت المال را به طور مساوى بين مسلمانان تقسيم مىكرد ، امّا پس از وفات آن حضرت ، ابا بكر و بخصوص عمر و عثمان اصل تقسيم عادلانه را رعايت نكردند و با انواع تبعيضها و بخششهاى نابجا مردم را به راه ديگرى كشاندند ، حال كه امام على عليه السّلام به خلافت رسيد و چونان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىخواست بيت المال را مساوى تقسيم كند ، بسيارى بر آشفتند و سر به مخالفت بر داشتند .
( 2 ) طرد تفكّر ماكياوليسمmsillevaihcaMكه مىگويند ، هدف وسيله را توجيه مىكند .