زيرا آنان كه در حوادث سخت ايستادگى مىكنند ، از پرچمهاى خود بهتر پاسدارى مىنمايند و آن را در دل لشكر نگاه مىدارند ، و از هر سو ، از پيش و پس و اطراف ، مراقب آن مىباشند ، نه از آن عقب مىمانند كه تسليم دشمن كنند و نه از آن پيشى مىگيرند كه تنها رهايش سازند .
هر كس بايد برابر حريف خود بايستد و كار او را بسازد و به يارى برادر خود نيز بشتابد ، و مبارزه با حريف خود را به برادر مسلمان خود وامگذارد كه او در برابر دو حريف ، قرار گيرد ، حريف خود ، و حريف برادرش .
2 آموزش معنوى سربازان
به خدا سوگند ! اگر از شمشير دنيا فرار كنيد از شمشير آخرت سالم نمىمانيد ، شما بزرگان عرب و شرافتمندان برجستهايد ، در فرار از جنگ ، خشم و غضب الهى و ذلّت هميشگى و ننگ جاويدان قرار دارد ، فرار كننده بر عمر خود نمىافزايد و بين خود و روز مرگش مانعى ايجاد نخواهد كرد .
كيست كه شتابان و با نشاط با جهاد خويش به سوى خدا حركت كند ؟
چونان تشنه كامى كه به سوى آب مىرود ؟ بهشت در سايه نيزههاى دلاوران است ، امروز در هنگامه نبرد آنچه در دلها و سر زبانهاست آشكار مىشود . به خدا سوگند كه من به ديدار شاميان در ميدان نبرد شيفتهترم تا آنان بر بازگشت به خانههاشان ! كه انتظار آن را مىكشند .
بار خدايا ! اگر شاميان از حق روى گرداندند جمعشان را پراكنده ، و در ميانشان اختلاف و تفرقه بيفكن ، و آنان را براى خطاكاريشان به هلاكت رسان .
3 ضرورت جنگ بى امان براى شكست شاميان
همانا شاميان ، بدون ضربت نيزههايى پياپى هرگز از جاى خود خارج نشوند ، ضرباتى كه بدنهايشان را سوراخ نمايد ، چنان كه وزش باد از اين سو فرو شده بدان سو در آيد ، ضربتى كه كاسهء سر را بپراكند ، و استخوانهاى بدن را خرد ، و بازوها و پاها را قطع و به اطراف پخش كند ! آنان دست بر نمىدارند تا آنگاه كه دستههاى لشكر پياپى بر آنان حمله كنند و آنها را تيرباران نمايند ، و سواران ما هجوم آورند ، و صفهايشان را درهم شكنند ، و لشكرهاى عظيم ، پشت سر لشكرهاى انبوه ، « 1 » آنها را تا شهرهايشان عقب برانند ، و تا اسبها ، سرزمينشان را كه روى در روى يكديگر قرار دارد ، و اطراف چراگاهايشان ، و راههاى آنان را ، زير سم بكوبند .
ترجمه خطبه 125
( در پاسخ خوارج كه ماجراى حكميّت را نمىپذيرفتند قبل از ورود به شهر در نزديكى كوفه فرمود )
1 علل پذيرش حكميّت در صفّين
ما افراد را داور قرار نداديم ، تنها قرآن را به حكميّت « داروى » انتخاب كرديم ! ( كه آنها بر سر نيزه كرده و داورى آن را مىخواستند ) اين قرآن ، خطّى است نوشته شده كه ميان دو جلد پنهان است ، زبان ندارد تا سخن گويد ، و نيازمند به كسى است كه آن را ترجمه كند ، و همانا انسانها مىتوانند از آن سخن گويند ،
هامش
( 1 ) الخميس : لشكرى كه از پنج جهت آراسته باشد . عقب ، جلو ، راست ، چپ ، و قلب سپاه .