تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
و روستاهاى ما از آن نيرومند شوند . اينها همه از بركات گسترده و بخشش‌هاى فراوان تو باشد كه بر سرزمين‌هاى فقر زده و حيوانات وحشى ما نازل مىگردد . خداوندا ! بارانى ده ! دانه درشت كه پياپى براى سيراب شدن گياهان ما ببارد ، چنان كه قطرات آن يكديگر را برانند ، و دانه‌هاى آن به شدّت برهم كوبيده شوند ، نه رعد و برقى بىباران ، و ابرى بى ثمر ، و كوچك و پراكنده ، و نه دانه‌هاى ريز باران همراه با بادهاى سرد . خدايا بارانى پر آب فرو فرست كه قحطى زدگان به نعمت‌هاى فراوان رسند و آثار خشكسالى از ميان برود كه همانا ، تويى خداوندى كه پس از نا اميد شدن مردم باران را فرو مىفرستى و رحمت خود را همه جا گسترش مىدهى و تويى سرپرست نظام آفرينش كه به ستودن سزاوارى . مىگويم : ( « انصاحت جبالنا » يعنى كوهها بر اثر خشكى از هم شكافته است ، و « انصاح الثّوب » وقتى گفته مىشود كه لباس از هم شكافته باشد « انصاح النّبت و صاح و صوح » به هنگامى كه گياه خشك گردد مىگويند و همهء اين چند واژه به يك معنا است . و جمله « و هامت دوابّنا » از ماده « هيام » به معنى عطش است . و « حدابير السنين » جمع « حدبار » به معناى شترى است كه بر اثر راه رفتن ناتوان شده است . امام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سال‌هاى قحطى را به چنين شترى تشبيه كرده است . « ذو الرمه » شاعر مىگويد :
حدا بير ما تنفكّ الّا مناخة على * الخسف او نرمى بها بلدا قفرا
شتران ناتوانى كه هيچ گاه از هم جدا نمىگردند جز در خوابگاه‌ها يا اينكه آنها را در محيطهاى بى آب و علف قرار دهند . و جملهء « و لا قزع ربابها » يعنى از قطعات كوچك و پراكندهء ابر نباشد و جملهء « و لا شفان ذهابها » در تقدير « و لا ذات شفان ذهابها » است « شفان » به معنى باد سرد و « ذهاب » به معنى بارانهاى نرم مىباشد . و كلمهء « ذات » حذف گرديد زيرا شنونده به ان آگاه بود ) .

ترجمه خطبه 116

( اين خطبه در شهر كوفه در سال 38 هجرى براى تشويق كوفيان به نبرد نهايى ايراد شد )

1 ويژگىهاى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم

خداوند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را فرستاد تا دعوت كنندهء به حق ، و گواه اعمال خلق باشد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بدون سستى و كوتاهى ، رسالت پروردگارش را رسانيد ، و در راه خدا با دشمنانش بدون عذر تراشى جنگيد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيشواى پرهيزكاران ، و روشنى بخش چشم هدايت شدگان است . ( و از همين خطبه است )

2 اندرز ياران

مردم ! اگر شما همانند من از آنچه بر شما پنهان است با خبر بوديد ، از خانه‌ها كوچ مىكرديد ، در بيابان‌ها سرگردان مىشديد ، و بر كردارتان اشك مىريختيد و چونان زنان مصيبت ديده بر سر و سينه مىزديد سرمايه خود را بدون نگهبان و جانشين رها مىكرديد و هر كدام از شما تنها به كار خود مىپرداختيد ، و به ديگرى توجّهى نداشتيد . افسوس ، آنچه را به شما تذّكر دادند فراموش كرديد ، و از آنچه شما را ترساندند ، ايمن گشتيد ! گويا عقل از سرتان پريده ، و كارهاى شما آشفته شده است .