3 تعريف يارانى كه به شهادت رسيدند
به خدا سوگند ، دوست داشتم كه خدا ميان من و شما جدايى اندازد ، و مرا به كسى كه نسبت به من سزاوارتر است ملحق فرمايد .
به خدا سوگند ، آنان مردمى بودند ، نيك انديش ، ترجيح دهندهء بردبارى ، گويندگان حق ، و ترك كنندگان ستم .
پيش از ما به راه راست قدم گذاشته و شتابان رفتند و در به دست آوردن زندگى جاويدان آخرت و كرامت گوارا ، پيروز شدند .
4 خبر از خونريزى و شكمبارگى حجّاج بن يوسف ثقفى
آگاه باشيد ، به خدا سوگند پسركى از طايفه ثقيف ( حجّاج بن يوسف ) بر شما مسلّط مىگردد كه هوسباز و گردن كش و ستمگر است ، سبزه زارهاى « اموال و داراييها » شما را مىچرد و چربى شما را آب مىكند .
ابو وذحه : بس كن . « 1 »
( وذحه ، نوعى سوسك است ، چون ماجرايى با حجّاج دارد ، او را « ابو وذحه » خطاب فرمود ، كه اينجا جاى آوردن آن نيست « مىگويند وذحه ، سوسك مخصوصى است حجّاج را گزيد كه بدنش ورم كرد و مرد » )
ترجمه خطبه 117
سرزنش انسانهاى خود پرست
نه اموال خود را در راه خدايى كه آن مالها را روزى شما كرد مىبخشيد ، نه جانها را در راه خداى جان آفرين به خطر مىافكنيد ! دوست داريد مردم براى خدا شما را گرامى دارند امّا خودتان مردم را در راه خدا گرامى نمىداريد ! از فرود آمدن در خانههاى گذشتگان عبرت گيريد ، و از جدايى با نزديكترين برادران و دوستان پند پذيريد .
ترجمه خطبه 118
( پس از جنگ جمل در سال 36 هجرى در ستايش از ياران ايراد كرد )
ستودن ياران نيكوكار .
شما ياران حق و برادران دينى من مىباشيد ، در روز جنگ چون سپر محافظ دور كننده ضربتها ، و در خلوتها محرم اسرار منيد ، با كمك شما پشت كنندگان به حق را مىكوبم و به راه مىآورم ، و فرمانبردارى استقبال كنندگان را اميدوارم ، پس مرا ، با خير خواهى خالصانه ، و سالم از هر گونه شك و ترديد ، يارى كنيد . « 2 » به خدا سوگند ! من به مردم از خودشان سزاوارترم .
هامش
( 1 ) حجّاج بن يوسف ثقفى است كه در سال 41 هجرى متولّد و مرگ او در سال 95 هجرى است .
( 2 ) بر اساس نقل طبرى و واقدى اين سخنان را پس از جنگ جمل خطاب به اصحاب خود ايراد فرمود .