تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧

ترجمه خطبه 112

( در اين خطبه از فرشتهء مرگ و كيفيّت گرفتن ارواح سخن ايراد كرد )

عجز انسان از درك فرشتگان ( فرشتهء مرگ )

آيا هنگامى كه فرشتهء مرگ به خانه‌اى در آمد ، از آمدن او آگاه مىشوى ؟ آيا هنگامى كه يكى را قبض روح مىكند او را مىبينى ؟ بچّه را چگونه در شكم مادر مىميراند ؟ آيا از راه اندام مادر وارد مىشود ؟ يا روح به اجازه خداوند به سوى او مىآيد ؟ يا همراه كودك در شكم مادر به سر مىبرد ؟ « 1 » آن كس كه آفريده‌اى چون خود را نتواند وصف كند ، چگونه مىتواند خداى خويش را وصف نمايد ؟

ترجمه خطبه 113

1 پرهيز دادن از دنيا پرستى

شما را از دنيا پرستى مىترسانم ، زيرا منزلگاهى است براى كوچ كردن ، نه منزلى براى هميشه مانده است . دنيا خود را با غرور زينت داده و با زينت و زيبايى مىفريبد . خانه‌اى است كه نزد خداوند بى مقدار است ، زيرا كه حلال آن با حرام ، و خوبى آن با بدى ، و زندگى در آن با مرگ ، و شيرينى آن با تلخىها در آميخته است ، خداوند آن را براى دوستانش انتخاب نكرد . و در بخشيدن آن به دشمنانش دريغ نفرمود . خير دنيا اندك ، و شرّ آن آماده ، و فراهم آمده‌اش پراكنده ، و ملك آن غارت شده ، و آبادانى آن رو به ويرانى نهاده است . چه ارزشى دارد خانه‌اى كه پايه‌هاى آن در حال فروريختن و عمر آن چون زاد و توشه پايان مىپذيرد ؟ و چه لذّتى دارد زندگانى كه چونان مدّت سفر به آخر مىرسد ؟

2 روش برخورد با دنيا

مردم ! آنچه را خدا واجب كرده جزو خواسته‌هاى خود بدانيد ، و در پرداختن حقوق الهى از او يارى طلبيد ، و پيش از آن كه مرگ شما را بخواند گوش به دعوت او دهيد . همانا زاهدان اگر چه خندان باشند ، قلبشان مىگريد و اگر چه شادمان باشند اندوه آنان شديد است و اگر چه براى نعمت‌هاى فراوان مورد غبطهء ديگران قرار گيرند امّا با نفس خود در دشمنى بسيارى قرار دارند .

3 نكوهش از غفلت زدگان

ياد مرگ از دل‌هاى شما رفته ، و آرزوهاى فريبنده جاى آن را گرفته است .
هامش
( 1 ) اشاره به : ميستى سيسمmsicitsyM( اعتقاد به هر چيز اسرار آميز كه عقل بشرى و علوم از درك آن عاجزند )