آن كس كه از قضاى تو به خشم آيد نتواند فرمانت را برگرداند ، و هر كس كه به فرمان تو پشت كند از تو بى نياز نگردد .
هر سرّى نزد تو آشكار و هر پنهانى نزد تو هويداست . تو خداى هميشهاى و بى پايان ، و تو پايان هر چيزى ، كه گريزى از آن نيست .
وعدهگاه همه ، محضر توست ، و رهايى از تو جز به تو ممكن نيست ، و زمام هر جنبندهاى به دست تو است ، و به سوى تو بازگشت هر آفريدهاى است .
پاك و منزّهى اى خدا ! چقدر بزرگ و والاست قدر و عظمت تو ، و چه بزرگ است آنچه را كه از خلقت تو مىنگرم ! و چه كوچك است هر بزرگى در برابر قدرت تو ، و چه با عظمت است آنچه را كه از ملكوت تو مشاهده مىكنم ، و چه ناچيز است برابر آنچه كه بر ما نهان است از سلطنت تو ، و چه فراگير است در اين جهان نعمتهاى تو ، و چه كوچك است نعمتهاى فراوان دنيا در برابر نعمتهاى آخرت .
2 وصف فرشتگان
شگفت آور است آفرينش فرشتگان تو كه گروهى از آنها را در آسمانها سكونت دادى و از زمين بالا بردهاى .
آنها از همهء آفريدگان نسبت به تو آگاه ترند ، و بيشتر از همه نسبت به تو بيمناكند ، و به تو نزديكترند . فرشتگانى كه در پشت پدران قرار نگرفته و در رحم مادران پرورش نيافتهاند ، و از آبى پست خلق نشدهاند ، و ناراحتى و مشكلات زندگى آنان را پراكنده نساخته .
آنها با مقام و مرتبتى كه دارند ، و از ارزشى كه در نزد تو برخوردارند ، و آنگونه كه تو را دوست دارند ، فراوان تو را اطاعت مىكنند كه اندك غفلتى در فرمان تو ندارند .
اگر آنچه بر آنان پوشيده است بدانند ، همهء كارهاى خود را كوچك و ناچيز مىشمارند ، و بر خويش ايراد مىگيرند ، و مىدانند آنگونه كه بايد ، تو را عبادت نكردهاند ، و آن چنان كه سزاوار توست فرمانبردار نبودند .
3 نعمتهاى خداوند و سوء استفادهها
خدايا ستايش تو را سزاست ، كه آفريننده و معبودى ، و بندگان را به درستى آزمايش كردى .
خانهء آخرت را آفريدى و سفرهء رنگارنگ نعمتها را گستراندى ، و در آن انواع نوشيدنى ، خوردنى ، همسران ، ميهمانداران ، قصرها ، نهرهاى روان ، ميوهها و كشتزاران ، قراردادى .
سپس پيامبرى را فرستادى تا انسانها را به آن خانه و نعمتها دعوت كند .
افسوس كه مردم نه آن دعوت كننده را اجابت كردند ، و نه به آنچه تو ترغيبشان كردى رغبت نشان دادند ، و نه به آنچه تو تشويقشان كردى مشتاق شدند .
بر لاشهء مردارى روى آوردند كه با خوردن آن رسوا شدند ، و در دوستى آن همداستان گرديدند .
4 خطر عشق و وابستگىهاى دروغين
هركس به چيزى عشق ناروا ورزد ، نابينايش مىكند ، و قلبش را بيمار كرده ، با چشمى بيمار مىنگرد ، و با گوشى بيمار مىشنود . خواهشهاى نفس پردهء عقلش را دريده ، دوستى دنيا دلش را ميرانده است ، شيفتهء بى اختيار دنيا و بردهء آن است و بردهء كسانى است كه چيزى از دنيا در دست دارند .