كه علم خداوندى ژرفاى پردههاى غيب را شكافته است ، و به افكار و عقايد پنهان احاطه دارد .
( و از همين خطبه است كه پيرامون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : )
2 وصف پيامبر اسلام ( ص )
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را از درخت تنومند پيامبران ، از سرچشمهء نور هدايت ، از جايگاه بلند و بىهمانند ، از سرزمين بطحاء ، « 1 » از چراغهاى بر افروخته در تاريكىها ، و از سر چشمههاى حكمت برگزيد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم طبيبى است كه براى درمان بيماران سيّار است .
مرهمهاى شفا بخش او آماده ، و ابزار داغ كردن زخمها را گداخته . براى شفاى قلبهاى كور و گوشهاى ناشنوا و زبانهاى لال ، آماده ، و با داروى خود در پى يافتن بيماران فراموش شده و سرگردان است .
3 علل انحراف فرزندان اميّه
بنى اميّه ، با نور حكمت ، جان و دل خود را روشن نساخته ، و با شعلههاى فروزان دانش ، قلب خود را نورانى نكردهاند ، چونان چهارپايان صحرايى و سنگهاى سخت و نفوذ ناپذيرند .
به تحقيق رازهاى درون براى صاحبان آگاهى آشكار ، و راه حق براى گمراهان نيز روشن است ، و رستاخيز نقاب از چهره بر انداخت .
و نشانههاى خود را براى زيركان و آنان كه طالب حقّند نماياند .
4 نكوهش كوفيان
مردم كوفه ! چرا شما را پيكرهاى بى روح ، و روحهاى بدون جسد مىنگرم ؟
چرا شما را عبادت كنندگانى بدون صلاحيّت ، و بازرگانانى بدون سود و تجارت ، و بيدارانى خفته ، و حاضرانى غايب از صحنه ، بينندگانى نابينا ، شنوندگانى كر ، و سخن گويانى لال ، مشاهده مىكنم ؟
پرچم گمراهى بر پايههاى خود بر افراشته شده و طرفداران آن فراوان گشته ؛ شما را با پيمانه خود مىسنجند و سركوب مىكنند ، پرچمدارشان ( معاويه ) ، از ملّت اسلام خارج و بر راه گمراهى ايستاده است .
5 خبر از كشتار و فساد بنى اميّه
پس آن روز كه بر شما دست يابند جز تعداد كمى از شما باقى نگذارند ، چونان باقى ماندهء غذايى اندك در ته ديگ يا دانههاى غذاى چسبيده در اطراف ظرف شما را مانند پوستهاى چرمى به هم پيچانده مىفشارند ، و همانند خرمن شما را به شدّت مىكوبند ، و چونان پرندهاى كه دانههاى درشت را از لاغر جدا كند ، اين گمراهان ، مؤمنان را از ميان شما جدا ساخته نابود مىكنند .
6 هشدار و سفارش به اطاعت از اهل بيت عليهم السّلام
با توجّه به اين همه خطرات ، روشهاى گمراه كننده شما را به كجا مىكشاند ؟ تاريكىها و ظلمتها ، تا كى شما را متحيّر مىسازد ؟
هامش
( 1 ) سرزمين بطحا ، بين دو كوه ابو قيس و احمر را مىگفتند كه محل زندگى قريش بود .