2 هشدار از آيندهء تلخ فرزندان اميّه
شما اى فرزندان اميّه ! زمانى از لذّت و شيرينى دنيا بهرهمند شديد ، و از پستان آن نوشيديد كه افسارش رها ، و بند جهازش محكم نبود ( در حكومت عثمان ) ، تا آنجا كه حرام دنيا نزد گروهى چونان ميوهء درخت سدر بى خار ، آسان ، و حلال آن دشوار و غير ممكن شد .
به خدا سوگند ، دنيايى كه در دست شماست چونان سايهاى است گسترده كه زود به سر آمد خود نزديك مىشود . امروز زمين براى شما خالى و گسترده ، و دستهايتان براى انجام هر رفتار نادرستى باز ، و دستهاى رهبران واقعى بسته است . شمشير شما بر آنان مسلط و شمشير آنان از شما باز گرفته شده است .
آگاه باشيد ! هر خونى ، خونخواهى دارد ، و هر حقى را جستجوگرى است ، انتقام گيرندهء خونهاى ما ، چونان حاكمى است كه براى خود داورى كند ، و او خداوندى است كه از گرفتن كسى ناتوان نگردد ، و كسى از پنجهء عدالت او نمىتواند بگريزد .
اى فرزندان اميّه ! سوگند به خدا ! زود باشد كه اين خلافت و دولت را در دست ديگران « 1 » و در خانه دشمنان خود بنگريد ، آگاه باشيد ! بيناترين چشمها آن است كه در دل نيكىها نفوذ كند ، و شنواترين گوشها آن كه پندها و تذكّرات سودمند را در خود جاى دهد .
3 اندرزهاى جاودانه ، و توجه دادن مردم به اهل بيت عليهم السّلام
اى مردم ! چراغ دل را از نور گفتار گويندهء با عمل روشن سازيد و ظرفهاى جان را از آب زلال چشمههايى كه از آلودگىها پاك است پر نماييد .
اى بندگان خدا ! به نادانىهاى خود تكيه نكنيد ، و تسليم هواى نفس خويش نباشيد ، كه چنين كسى بر لبهء پرتگاه قرار دارد ، و بار سنگين هلاكت و فساد را بر دوش مىكشد ، و از جايى به جاى ديگر مىبرد ، تا آنچه را كه ناچسب است بچسباند ، و آنچه را كه دور مىنمايد نزديك جلوه دهد .
خدا را ، مبادا شكايت نزد كسى بريد كه نمىتواند آن را بر طرف سازد ، و توان گره گشايى از كارتان ندارد .
همانا بر امام واجب نيست جز آنچه را كه خدا امر فرمايد ، و آن ، كوتاهى نكردن در پند و نصيحت ، تلاش در خير خواهى ، زنده نگهداشتن سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، جارى ساختن حدود الهى بر مجرمان « 2 » ، رساندن سهمهاى بيت المال به طبقات مردم ، است .
پس در فراگيرى علم و دانش پيش از آن كه درختش بخشكد تلاش كنيد ، و پيش از آن كه به خود مشغول گرديد از معدن علوم ( اهل بيت عليهم السّلام ) دانش استخراج كنيد . مردم را از حرام و منكرات باز داريد ، و خود هم مرتكب نشويد ، زيرا دستور داده شديد كه ابتدا خود محرّمات را ترك و سپس مردم را باز داريد .
هامش
( 1 ) بنى اميّه تا سال 132 هجرى حكومت كردند ، كه آخرين آنها « مروان حمار » به دست ابو مسلم خراسانى و « احمد سفاح » نابود و دودمانشان بر باد رفت ، آنگاه بنى العباس قدرت را به دست گرفتند ، كه سفّاح تنها در يك مرحله ، هفتاد هزار نفر از رجال و بزرگان بنى اميّه را قتل عام كرد .
( 2 ) اشاره به مكتب : لگاليسمmsilageL( اصالت دادن به قانون ) كه همهء افراد جامعه در مرز قانون اداره شوند .