سوگند به آن كس كه دانه را شكافت ، و جانداران را آفريد ، آنچه به شما خبر مىدهم از پيامبر امّى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است « 1 » نه گوينده دروغ گفت و نه شنونده « 2 » نا آگاه بود .
گويا مىبينم شخص سخت گمراهى « 3 » را كه از شام فرياد زند و بتازد و پرچمهاى خود را در اطراف كوفه بپراكند ، و چون دهان گشايد و سركشى كند و جاى پايش بر زمين محكم گردد ، فتنه فرزند خويش را به دندان گيرد و آتش جنگ شعلهور شود . روزها با چهرهء عبوس و گرفته ظاهر شوند و شب و روز با رنج و اندوه بگذرند . و آنگاه كه كشتزار او به بار نشست ، و ميوهء او آب دار شد ، و چون شتر مست خروشيد ، و چون برق درخشيد ، پرچمهاى سپاه فتنه از هر سو به اهتزاز در آيد ، و چونان شب تار و درياى متلاطم به مردم روى آورند .
از آن بيشتر ، چه طوفانهاى سختى كه شهر كوفه را بشكافد ، و چه تند بادهايى كه بر آن وزيدن گيرد ، و به زودى دستجات مختلف به جان يكديگر يورش آورند :
آنها كه بر سر پا ايستادهاند درو شوند ، و آنها كه بر زمين افتادند لگد مال گردند .
ترجمه خطبه 102
( از سخنان امام است كه چونان خطبهاى جداگانه است و پس از جنگ جمل در سال 36 هجرى در شهر بصره ايراد شد )
1 وصف روز قيامت
قيامت روزى است كه خداوند همهء انسانهاى گذشته و آينده را براى رسيدگى دقيق حساب و رسيدن به پاداش اعمال ، گرد آورد ، همه فروتنانه به پاخيزند ، عرق از سر و رويشان و كنار دهانشان جارى است ، و زمين زير پايشان لرزان است ، نيكو حال ترين آنان كسى است كه جاى گذاشتن دو پايش را پيدا كند يا جايى براى آسوده ماندن بيابد . « 4 »
2 خبر از آينده خونين بصره و رزم مجاهدانى پيروز
فتنههايى چون تاريكى شب كه نيرويى نمىتواند برابر آن بايستد ، و كسى نتواند پرچمهاى آن را پايين كشد ، به سوى شما مىآيد چونان شترى كه مهار شده و جهاز بر پشت آن نهاده و ساربان آن را كشانده و به سرعت مىراند . فتنه جويان كسانى هستند كه ضربات آنها شديد و غارتگرى آنان اندك است .
مردمى با آنان جهاد مىكنند كه در چشم متكبّران خوار و در روى زمين گمنام و در آسمانها معروفند . در اين هنگام ، واى بر تو اى بصره ! از سپاهى كه نشانه خشم و انتقام الهى است ،
هامش
( 1 ) امّى : يعنى كسى كه به مدرسهاى نرفت و از كسى علمى نياموخت ( كه علوم او از طرف خداست )
( 2 ) شنونده شخص امام است .
( 3 ) برخى از شارحان نهج البلاغه ، و مورّخين گفتهاند كه آن شخص عبد الملك مروان است .
( 4 ) نفى نظريّهء : فتاليزمmsilataF( جبر عملى )