تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
او را بر همهء كارهايش مىستاييم و براى نگهدارى حق الهى از او يارى مىطلبيم و گواهى مىدهيم جز او خدايى نيست .

2 ويژگىهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم

و گواهى مىدهيم كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنده و فرستادهء اوست . او را فرستاد تا فرمان وى را آشكار و نام خدا را بر زبان راند . پس با امانت ، رسالت خويش را به انجام رساند ، و با راستى و درستى به راه خود رفت ، و پرچم حق را در ميان ما به يادگار گذاشت ، هر كس از آن پيشى گيرد از دين خارج و آن كس كه از آن عقب ماند هلاك گردد و هر كس همراهش باشد رستگار شود . راهنماى اين پرچم ، با درنگ و آرامش سخن مىگفت ، و دير و حساب شده به پا مىخاست ، و آنگاه كه بر مىخاست سخت و چالاك ، به پيش مىرفت ، پس چون در اطاعت او در آمديد ، و او را بزرگ داشتيد ، مرگ او فرارسيد و خدا او را از ميان شما برد . پس از او چندان كه خدا خواهد زندگانى مىگذرانيد تا آن كه خدا شخصى را بر انگيزاند كه شما را متّحد سازد ، و پراكندگى شما را جبران نمايد . « 1 » مردم ! به چيزى كه نيامده دل نبنديد ، و از آن كه در گذشت مأيوس نباشيد ، كه آن پشت كرده اگر يكى از پاهايش بلغزد ، و ديگرى برقرار باشد شايد هر دو پا به جاى خود برگشته و استوار ماند .

3 تداوم امامت تا ظهور امام زمان عليه السّلام

آگاه باشيد ، مثل آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چونان ستارگان آسمان است ، اگر ستاره‌اى غروب كند ، ستارهء ديگرى طلوع خواهد كرد ( تا ظهور صاحب الزمان عليه السّلام ) . گويا مىبينم در پرتو خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نعمت‌هاى خدا بر شما تمام شده و شما به آنچه آرزو داريد رسيده‌ايد .

ترجمه خطبه 101

( از خطبه‌هايى است كه در آن حوادث سخت آينده را بيان مىدارد ، كه در شهر كوفه ايراد شد )

1 ستايش و اندرز

ستايش خداوندى را كه اوّل هر نخستين است و آخر هر گونه آخرى ، چون پيش از او چيزى نيست بايد كه ابتدايى نداشته باشد ، و چون پس از او چيزى نيست پس پايانى نخواهد داشت ، و گواهى مىدهم كه جز او خدايى نيست ، و خدا يكى است ، آن گواهى كه با درون و برون و قلب و زبان ، هماهنگ باشد . اى مردم ! دشمنى و مخالفت با من ، شما را تا مرز گناه نراند ، و نافرمانى از من شما را به پيروى از هواى نفس نكشاند ، و به هنگام شنيدن سخن من ، به گوشهء چشم ، يكديگر را ننگريد .

2 خبر از حوادث خونين آينده

هامش
( 1 ) بسيارى نوشته‌اند كه امام در اين قسمت از سخنرانى خود به ظهور حضرت مهدى عليه السّلام توجّه دارد .