تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
بلكه در راه باطلى كه زمامدارشان مىرود شتابان فرمان بردارند . و شما در گرفتن حق من سستى مىورزيد ، و هر آينه ، ملّت‌هاى جهان صبح مىكنند در حالى كه از ستم زمامدارانشان در ترس و وحشتند ، من صبح مىكنم در حالى كه از ستمگرى پيروان خود وحشت دارم . شما را براى جهاد با دشمن بر انگيختم ، امّا كوچ نكرديد ، حق را به گوش شما خواندم ولى نشنيديد ، و در آشكار و نهان شما را دعوت كردم ، اجابت نكرديد ، پند و اندرزتان دادم ، قبول نكرديد . آيا حاضران غائب مىباشيد ؟ و يا بردگانى در شكل مالكان ؟ ! فرمان خدا را بر شما مىخوانم از آن فرار مىكنيد ، و با اندرزهاى رسا و گويا شما را پند مىدهم از آن پراكنده مىشويد ، شما را به مبارزه با سركشان ترغيب مىكنم ، هنوز سخنانم به آخر نرسيده ، چون مردم سبا ، « 1 » متفرّق شده ، به جلسات خود باز مىگرديد ، و در لباس پند و اندرز ، يكديگر را فريب مىدهيد تا أثر تذكّرات مرا از بين ببريد . صبحگاهان كجىهاى شما را راست مىكنم ، شامگاهان به حالت اوّل بر مىگرديد ، چونان كمان سختى كه نه كسى قدرت راست كردن آن را دارد و نه خودش قابليّت راست شدن را دارا است . اى مردم كه بدن‌هاى شما حاضر و عقل‌هاى شما پنهان و افكار و آراء شما گوناگون است و زمامداران شما دچار مشكلات شمايند ، رهبر شما از خدا اطاعت مىكند ، شما با او مخالفت مىكنيد ، امّا رهبر شاميان خداى را معصيت مىكند ، از او فرمانبردارند . به خدا سوگند دوست دارم معاويه شما را با نفرات خود مانند مبادلهء درهم و دينار با من سودا كند ، ده نفر از شما را بگيرد و يك نفر از آنها را به من بدهد !

2 روانشناسى اجتماعى مردم كوفه

اى اهل كوفه ! گرفتار شما شده‌ام كه سه چيز داريد و دو چيز نداريد : كرهايى با گوش‌هاى شنوا ، گنگ‌هايى با زبان گويا ، كورانى با چشمهاى بينا . نه در روز جنگ از آزادگانيد ، و نه به هنگام بلا و سختى برادران يك رنگ مىباشيد . تهى دست مانيد « 2 » اى مردم ! شما چونان شتران دور مانده از ساربان مىباشيد ، كه اگر از سويى جمع آورى شوند از ديگر سو ، پراكنده مىگردند . به خدا سوگند ، مىبينم كه اگر جنگ سخت شود و آتش آن شعله گيرد و گرمى آن سوزان ، پسر ابو طالب را رها مىكنيد و مانند جدا شدن زن حامله پس از زايمان از فرزندش ، هر يك به سويى مىگريزيد . و من در پى آن نشانه‌ها روانم كه پروردگارم مرا رهنمون شده و آن راه را مىروم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گشوده ، و همانا من به راه روشن حق گام به گام ره مىسپارم .

3 ضرورت اطاعت ( از اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم « اهل بيت عليهم السّلام »

مردم ! به اهل بيت پيامبرتان بنگريد ، از آن سو كه گام بر مىدارند برويد ، قدم جاى قدمشان بگذاريد ، آنها شما را هرگز از راه هدايت بيرون نمىبرند ، و به پستى و هلاكت باز نمىگردانند . اگر سكوت كردند سكوت كنيد ، و اگر قيام كردند قيام كنيد ، از آنها پيشى نگيريد كه گمراه مىشويد ، و از آنان عقب نمانيد كه نابود مىگرديد .
هامش
( 1 ) ضرب المثل است ، سبأ پدر اعراب يمن بود كه ده پسر داشت ، قبل از جنگ آنها را در طرف راست و چپ خود قرار داد تا با نظم خاصّى بجنگند ، امّا وقتى جنگ شروع شد همه فرار كردند و پدر را تنها گذاشتند از آن پس « تفرّقوا ايادى سبأ » ضرب المثل شد . ( 2 ) ضرب المثل است ، « تربت ايديكم » ( دستهايتان خاك آلوده باد » يعنى تهى دست و فقير بمانيد .
نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 181 | خطب الإمام علي ( ع ) / دشتى