تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١

ترجمه خطبه 88

( به نقل برخى از شارحان ، اين خطبه در سال 36 هجرى پس از قتل عثمان در مدينه ايراد شد ) « 1 »

عوامل هلاكت انسانها

پس از ستايش پروردگار ، خدا هرگز جبّاران دنيا را در هم نشكسته مگر پس از آن كه مهلت‌هاى لازم و نعمت‌هاى فراوان بخشيد ، و هرگز استخوان شكستهء ملّتى را باز سازى نفرمود مگر پس از آزمايش‌ها و تحمّل مشكلات . مردم ! در سختىهايى كه با آن روبرو هستيد و مشكلاتى كه پشت سر گذارديد ، درس‌هاى عبرت فراوان وجود دارد . نه هر كه صاحب قلبى است خردمند است ، و نه هر دارندهء گوشى شنواست ، و نه هر دارندهء چشمى بيناست . در شگفتم ، چرا در شگفت نباشم ؟ ! از خطاى گروه‌هاى پراكنده با دلايل مختلف كه هر يك در مذهب خود دارند ! نه گام بر جاى گام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىنهند ، و نه از رفتار جانشين او پيروى مىكنند ، نه به غيب ايمان مىآورند و نه خود را از عيب بر كنار مىدارند ، به شبهات عمل مىكنند و در گرداب شهوات غوطه‌ورند ، نيكى در نظرشان همان است كه مىپندارند ، و زشتىها همان است كه آنها منكرند . در حل مشكلات به خود پناه مىبرند ، و در مبهمات تنها به رأى خود تكيه مىكنند ، گويا هر كدام ، امام و راهبر خويش مىباشند كه به دستگيره‌هاى مطمئن و اسباب محكمى كه خود باور دارند چنگ مىزنند .

ترجمه خطبه 89

( اين خطبه طبق نقل برخى از شارحان در شهر كوفه ايراد شد )

1 وصف روزگاران بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم

خدا پيامبر اسلام را هنگامى مبعوث فرمود كه از زمان بعثت پيامبران پيشين مدّت‌ها گذشته ، و ملّت‌ها در خواب عميقى فرو خفته بودند . فتنه و فساد جهان را فرا گرفته و اعمال زشت رواج يافته بود . آتش جنگ همه جا زبانه مىكشيد و دنيا ، بىنور و پر از مكر و فريب گشته بود . برگ‌هاى درخت زندگى به زردى گراييده و از ميوهء آن خبرى نبود ، آب حيات فروخشكيده و نشانه‌هاى هدايت كهنه و ويران شده بود . پرچم‌هاى هلاكت و گمراهى آشكار و دنيا با قيافه زشتى به مردم مىنگريست ، و با چهره‌اى عبوس و غم آلود با اهل دنيا روبرو مىگشت . ميوهء درخت دنيا در جاهليّت فتنه ، و خوراكش مردار بود ، در درونش وحشت و اضطراب ، و بر بيرون شمشيرهاى ستم حكومت داشت .

2 عبرت آموزى از روزگار جاهليّت

هامش
( 1 ) ارشاد شيخ مفيد و شرح منهاج البراعة خوئى ج 6 ص 251 و 249 .