و احكام نورانى را بر پا كرد ، پس او پيامبر امين ، و مورد اعتماد ، و گنجينهدار علم نهان تو ، و شاهد روز رستاخيز ، و بر انگيخته تو براى بيان حقائق ، و فرستاده تو به سوى مردم است .
2 دعا براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
پروردگارا ! براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در سايهء لطف خود جاى با وسعتى بگشاى ، و از فضل و كرمت پاداش او را فراوان گردان . خداوندا ! كاخ آيين او را از هر بنايى برتر و مقام او را در پيشگاه خود گرامىتر گردان و ، نورش را كامل گردان ، و پاداش رسالت او را پذيرش گواهى و شفاعت و قبول گفتار او قرار ده ، زيرا كه داراى منطقى عادلانه ، و راه جدا كننده حق از باطل بود .
بار خدايا ! بين ما و پيغمبرت در نعمتهاى جاويدان ، و زندگانى خوش ، و آرزوهاى بر آورده ، و خواستههاى به انجام رسيده ، در كمال آرامش ، و در نهايت اطمينان ، همراه با مواهب و هداياى با ارزش ، جمع گردان !
ترجمه خطبه 73
( در بارهء مروان بن حكم در بصره فرمود ) [ گويند در سال 36 هجرى وقتى مروان بن حكم ، داماد عثمان ، در جنگ جمل اسير شد ، امام حسين عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام نزد پدر عذر او خواستند و امام على عليه السّلام او را رها كرد . گفتند : پدر ، مروان با شما بيعت مىكند : فرمود ]
خبر غيبى از حكومت چهار فرمانرواى فاسد ، از پسران مروان
مگر پس از كشته شدن عثمان با من بيعت نكرد ؟ مرا به بيعت او نيازى نيست ! دست او دست يهودى « 1 » است ، اگر با دست خود بيعت كند ، در نهان بيعت را مىشكند ، آگاه باشيد ، او حكومت كوتاه مدتى خواهد داشت ، مانند فرصت كوتاه سگى كه با زبان بينى خود را پاك كند .
او پدر چهار فرمانرواست « قوچهاى چهار گانه » و امّت اسلام از دست او و پسرانش روزگار خونينى خواهند داشت .
« 2 »
ترجمه خطبه 74
( در ذى الحجّه سال 23 هجرى پس از قتل عمر ، در روز شورا آن هنگام كه مردم به ناحق ، براى بيعت كردن با عثمان جمع شدند ، فرمود )
ويژگىهاى امام على عليه السلام از زبان خود
همانا مىدانيد كه سزاوارتر از ديگران به خلافت من هستم . سوگند به خدا ! به آنچه انجام دادهايد گردن مىنهم ، تا هنگامى كه اوضاع مسلمين رو به راه باشد ، و از هم نپاشد ، و جز من به ديگرى ستم نشود ، و پاداش اين گذشت و سكوت و فضيلت را از خدا انتظار دارم ، و از آن همه زر و زيورى كه به دنبال آن حركت مىكنيد ، پرهيز مىكنم .
هامش
( 1 ) دست يهودى ، كنايه از عهد شكنى مروان است ، مروان هم يهودى زاده بود ، و هم يهوديان در آن روزگاران معروف به پيمان شكنى بودند .
( 2 ) چهار فرزند مروان كه به خلافت رسيدند 1 - عبد الملك مروان : حاكم مطلق العنان امّت اسلامى بود 2 - عبد العزيز : كه حاكم مصر شد 3 - بشر بن مروان : حاكم عراق شد 4 - محمد بن مروان كه حاكم الجزيره گرديد ، بنى اميّه براى اينكه فرزندان يزيد « عبد اللّه و خالد » بزرگ شوند و حكومت در خاندان ابو سفيان باقى بماند با مروان بيعت كردند كه سرانجام پس از ازدواج مروان با همسر يزيد « ام خالد » و پديد آمدن اختلافات داخلى به دست او خفّه شد .