ترجمه خطبه 69
( در سال 39 هجرى پس از شنيدن غارتگرىهاى فرماندهان معاويه در « عين التّمر » در نكوهش كوفيان فرمود )
علل نكوهش كوفيان
چه مقدار با شما كوفيان مدارا كنم ؟ چونان مدارا كردن با شتران نو بارى كه از سنگينى بار ، پشتشان زخم شده است ، و مانند وصله زدن جامهء فرسودهاى كه هر گاه از جانبى آن را بدوزند ، از سوى ديگر پاره مىگردد ؟
هر گاه دستهاى از مهاجمان شام به شما يورش آوردند ، هر كدام از شما به خانه رفته ، درب خانه را مىبنديد ، و چون سوسمار در سوراخ خود مىخزيد ، و چون كفتار در لانه مىآرميد .
سوگند به خدا ! ذليل است آن كس كه شما يارى دهندگان او باشيد ، كسى كه با شما تير اندازى كند گويا تيرى بدون پيكان رها ساخته است . به خدا سوگند ، شما در خانهها فراوان ، و زير پرچمهاى ميدان نبرد اندكيد ، و من مىدانم كه چگونه بايد شما را اصلاح و كجىهاى شما را راست كرد ، امّا اصلاح شما را با فاسد كردن روح خويش جايز نمىدانم .
خدا بر پيشانى شما داغ ذلّت بگذارد ، و بهرهء شما را اندك شمارد ، شما آنگونه كه باطل را مىشناسيد از حق آگاهى نداريد ، و در نابودى باطل تلاش نمىكنيد آن سان كه در نابودى حق كوشش داريد .
ترجمه خطبه 70
( در سال 40 هجرى سحر گاهى كه ضربت خورد ، فرمود )
شكوهها با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
همان گونه كه نشسته بودم ، خواب چشمانم را ربود ، « 1 » رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ديدم ، پس گفتم اى رسول خدا ، از امّت تو چه تلخىها ديدم و از لجبازى و دشمنى آنها چه كشيدم ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : نفرينشان كن . گفتم :
خدا بهتر از آنان را به من بدهد ، و به جاى من شخص بدى را بر آنها مسلّط گرداند .
( كلمه « أود » يعنى كجى و انحراف و « لدد » يعنى دشمنى و خصومت ، و اين از فصيحترين كلمات است )
هامش
( 1 ) در سحرگاه نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجرى