پى در پى حمله كنيد و از فرار شرم داريد ، زيرا فرار در جنگ ، لكّه ننگى براى نسلهاى آينده و مايهء آتش روز قيامت است ، از شهادت خرسند باشيد و به آسانى از آن استقبال كنيد .
به آن گروه فراوان اطراف خيمه پر زرق و برق و طناب در هم افكنده ( فرماندهى معاويه ) به سختى حمله كنيد ، و به قلب آنها هجوم بريد كه شيطان در كنار آن پنهان شده ، دستى براى حمله در پيش ، و پايى براى فرار آماده دارد ، مقاومت كنيد تا ستون حق بر شما آشكار گردد .
« شما برتريد ، خدا با شماست ، و از پاداش اعمالتان نمىكاهد » .
ترجمه خطبه 67
( وقتى در 28 صفر سال 11 هجرى ماجراى سقيفه را به امام رساندند پرسيد : انصار چه گفتند ؟ پاسخ شنيد كه انصار گفتند : زمامدارى از ما ، و رهبرى از شما مهاجرين انتخاب گردد . پس امام عليه السّلام فرمود )
ردّ استدلال انصار و قريش نسبت به امامت در سقيفه « 1 »
چرا با آنها به اين سخن رسول خدا استدلال نكرديد كه آن حضرت در بارهء انصار سفارش فرمود : با نيكان آنها به نيكى رفتار كنيد و از بدكاران آنها در گذريد ! [ پرسيدند چگونه اين حديث انصار « 2 » را از زمامدارى دور مىكند ؟ پاسخ داد : ] اگر زمامدارى و حكومت در آنان بود ، سفارش كردند در بارهء آنها معنايى نداشت [ سپس پرسيد ، قريش در سقيفه چه گفتند ؟ جواب دادند : قريش مىگفتند ما از درخت رسالتيم ، امام عليه السّلام فرمود ] به درخت رسالت استدلال كردند ! امّا ميوهاش را ضايع ساختند .
ترجمه خطبه 68
( پس از آنكه محمّد بن ابى بكر در مصر در سال 38 هجرى شهيد شد فرمود : )
ستودن هاشم بن عتبه براى فرماندارى مصر « پس از شهادت محمد بن ابى بكر »
مىخواستم هاشم بن عتبه را فرماندار مصر كنم ، اگر او را انتخاب مىكردم ميدان را براى دشمنان خالى نمىگذارد ، و به عمرو عاص و لشكريانش فرصت نمىداد ، نه اينكه بخواهم محمد بن ابى بكر را نكوهش كنم ، كه او مورد علاقه و محبّت من بوده و در دامنم پرورش يافته بود .
هامش
( 1 ) سقيفه ، خانهاى بود در شهر مدينه كه قريش براى حلّ اختلافات خود در آنجا گرد مىآمدند و به ( سقيفه بنى ساعده ) معروف شد ، كه ابا بكر و عمر ، و هم پيمانهاى آنان كودتاى نظامى خود را از آنجا سامان دادند .
( 2 ) آنها را كه از مكّه هجرت كرده و در مدينه مسكن گزيدند « مهاجر » و آنها كه اهل شهر مدينه بودند و پيامبر و يارانش را كمك مىكردند « انصار » مىناميدند .