آن چه را كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آورده ، انكار مىنمايم ، پس به اين نتيجه رسيدم كه ، تن به جنگ دادن آسانتر از تن به كيفر پروردگار دادن است ، و از دست دادن دنيا آسانتر از رها كردن آخرت است .
ترجمه خطبه 55
( در سال 37 هجرى در آستانهء جنگ صفّين ، برخى مدارا كردن امام را ديده و علّت را پرسيدند در پاسخ آنان فرمود )
توضيحاتى پيرامون جنگ صفّين
اينكه مىگوييد ، خويشتن دارى از ترس مرگ است ، به خدا سوگند ! باكى ندارم كه من به سوى مرگ روم يا مرگ به سوى من آيد ، و اگر تصوّر مىكنيد در جنگ با شاميان ترديد دارم ، به خدا سوگند ! هر روزى كه جنگ را به تأخير مىاندازم براى آن است كه آرزو دارم عدّهاى از آنها به ما ملحق شوند و هدايت گردند . و در لابلاى تاريكىها ، نور مرا نگريسته به سوى من بشتابند ، كه اين براى من از كشتار آنان در راه گمراهى بهتر است ، گر چه در اين صورت نيز به جرم گناهانشان گرفتار مىگردند .
ترجمه خطبه 56
( برخى اين خطبه را به آغاز سال 37 هجرى نسبت به تحرّكات معاويه در بصره ، و برخى در يكى از روزهاى جنگ صفّين نسبت مىدهند )
ياد مبارزات دوران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در صفّين
در ركاب پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم و با پدران و فرزندان و برادران و عموهاى خود جنگ مىكرديم ، كه اين مبارزه برايمان و تسليم ما مىافزود ، و ما را در جادّه وسيع حقّ و صبر و برد بارى برابر ناگواريها و جهاد و كوشش برابر دشمن ، ثابت قدم مىساخت .
گاهى يك نفر از ما و ديگرى از دشمنان ما ، مانند دو پهلوان نبرد مىكردند ، و هر كدام مىخواست كار ديگرى را بسازد و جام مرگ را به ديگرى بنوشاند ، گاهى ما بر دشمن پيروز مىشديم و زمانى دشمن بر ما غلبه مىكرد .
پس آنگاه كه خدا ، راستى و اخلاص ما را ديد ، خوارى و ذلّت را بر دشمنان ما نازل و پيروزى را به ما عنايت فرمود ، تا آنجا كه اسلام استحكام يافته فراگير شد و در سرزمينهاى پهناورى نفوذ كرد .
به جانم سوگند ! اگر ما در مبارزه مثل شما بوديم هرگز پايهاى براى دين استوار نمىماند ، و شاخهاى از درخت ايمان سبز نمىگرديد .
به خدا سوگند ، شما هم اكنون از سينهء شتر خون مىدوشيد و سرانجامى جز پشيمانى نداريد .