اى بندگان خدا ! از سرايى كوچ كنيد كه سرانجام آن نابودى است ، مبادا آرزوها بر شما چيره گردد ، مپنداريد كه عمر طولانى خواهيد داشت !
2 والايى نعمتهاى قيامت
به خدا سوگند ! اگر مانند شتران بچه مرده ناله سر دهيد ، و چونان كبوتران نوحه سرايى كنيد ، و مانند راهبان زارى نماييد ، و براى نزديك شدن به حق ، و دسترسى به درجات معنوى ، و آمرزش گناهانى كه ثبت شده و مأموران حق آن را نگه مىدارند ، دست از اموال و فرزندان بكشيد سزاوار است زيرا : برابر پاداشى كه برايتان انتظار دارم ، و عذابى كه از آن بر شما مىترسم ، اندك است .
به خدا سوگند ، اگر دلهاى شما از ترس آب شود ، و از چشمهايتان با شدّت شوق به خدا ، يا ترس از او ، خون جارى گردد ، و اگر تا پايان دنيا زنده باشيد و تا آنجا كه مىتوانيد در اطاعت از فرمان حق بكوشيد ، در برابر نعمتهاى بزرگ پروردگار ، بخصوص نعمت ايمان ، ناچيز است .
ترجمه خطبه 53
( مرحوم صدوق در من لا يحضره الفقيه ج 1 ص 461 ، خطبهء 52 و 53 را يك خطبه به حساب آورد )
وصف قربانى
كمال قربانى در اين است كه گوش و چشم آن سالم باشد ، هر گاه گوش و چشم سالم بود ، قربانى كامل و تمام است ، گر چه شناخش شكسته باشد و با پاى لنگ به قربانگاه آيد ( منظور امام از كلمه « منسك » در اينجا « قربانگاه است »
ترجمه خطبه 54
( در سال 37 هجرى به هنگام شروع جنگ صفّين اين سخنرانى را ايراد فرمود ) « 1 »
وصف روز بيعت
مردم همانند شتران تشنهاى كه به آب نزديك شده ، و ساربان رهاشان كرده ، و عقال ( پاى بند ) از آنها گرفته ، بر من هجوم آوردند و به يكديگر پهلو مىزدند ، فشار مىآوردند ، چنان كه گمان كردم مرا خواهند كشت ، يا بعضى به وسيله بعض ديگر مىميرند و پايمال مىگردند . پس از بيعت عمومى مردم ، مسئله جنگ با معاويه را ارزيابى كردم ، همهء جهات آن را سنجيدم تا آن كه مانع خواب من شد ، ديدم چارهاى جز يكى از اين دو راه ندارم : يا با آنان مبارزه كنم ، و يا
هامش
( 1 ) شرح ابن ميثم ج 2 ص 144 .