تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
همانا آغاز پديد آمدن فتنه‌ها ، هوا پرستى ، و بدعت گذارى در احكام آسمانى است ، نوآورىهايى كه قرآن با آن مخالف است ، و گروهى « با دو انحراف ياد شده » بر گروه ديگر سلطه و ولايت يابند ، كه بر خلاف دين خداست . پس اگر باطل با حق مخلوط نمىشد ، بر طالبان حق پوشيده نمىماند ، و اگر حق از باطل جدا و خالص مىگشت زبان دشمنان قطع مىگرديد . امّا قسمتى از حقّ و قسمتى از باطل را مىگيرند و به هم مىآميزند « 1 » ، آنجاست كه شيطان بر دوستان خود چيره مىگردد و تنها آنان كه مشمول لطف و رحمت پروردگارند نجات خواهند يافت .

ترجمه خطبه 51

( در سال 37 هجرى پس از ورود به صحراى صفّين براى در اختيار گرفتن آب فرات خطاب به خط شكنان سپاه فرمود )

فرمان خط شكستن و آزاد كردن آب فرات

شاميان با بستن آب شما را به پيكار دعوت كردند . « 2 » اكنون بر سر دو راهى قرار داريد : يا به ذلّت و خوارى بر جاى خود بنشينيد ، و يا شمشيرها را از خون آنها سيراب سازيد تا از آب سيراب شويد . پس بدانيد كه مرگ در زندگى توأم با شكست ، و زندگى جاويدان در مرگ پيروزمندانه شماست . آگاه باشيد ! معاويه گروهى از گمراهان را همراه آورده و حقيقت را از آنان مىپوشاند ، تا كور كورانه گلوهايشان را آماج تير و شمشير كنند .

ترجمه خطبه 52

( در يكى از روزهاى عيد قربان اين خطبه را ايراد فرمود كه اكثر شارحان ، خطبهء 52 و 53 را يكى مىدانند كه در خطبه‌هاى قبل برگزيدهء مطالب آن آمده است )

1 تعريف دنيا

آگاه باشيد ، گويا دنيا پايان يافته ، و وداع خويش را اعلام داشته است ، خوبىهايش ناشناخته مانده به سرعت پشت كرده مىگذرد ، ساكنان خود را به سوى نابود شدن مىكشاند ، و همسايگانش را به سوى مرگ مىراند . آنچه از دنيا شيرين بود تلخ شده ، و آنچه صاف و زلال بود تيرگى پذيرفت ، و بيش از ته ماندهء ظرف آب ريخته شده از آن باقى نمانده است ، يا جرعه‌اى آب كه با آن عطش تشنگان دنيا فرو نخواهد نشست . « 3 »
هامش
( 1 ) نقد تفكّر التقاطى ، آنان كه مىخواهند مكاتب شرقى يا غربى را با آب و رنگ اسلامى جلوه‌گر سازند ، زيرا هر مكتبى و هر واژه‌اى جايگاه خاصّ خودش را دارد . ( 2 ) عبد اللّه بن عوف نقل مىكند : پيش از آنكه سپاه كوفه به صحراى صفّين برسد ، سربازان معاويه به فرماندهى « ابو الأعور » رودخانهء فرات را در اختيار گرفتند ، امام على عليه السّلام « صعصعة بن صوحان » را به سوى معاويه فرستاد كه چرا شريعهء فرات را بستند ؟ معاويه با ياران خود مشورت كرد . « وليد بن عقبه » و « عبد اللّه بن سعيد » گفتند آب را همچنان بسته نگهداريد تا سپاه كوفه از تشنگى بميرند ، ولى « عمرو عاص » گفت « على مردى نيست كه تشنه بماند ، او همان مردى است كه مىگفت اگر چهل نفر ياور داشتم حق خود را پس از سقيفه مىگرفتم ، اكنون كه بزرگان عراق و حجاز همراه او مىباشند ! » معاويه هم چنان دستور داد كه آب را بسته نگه دارند به فرمان امام عليه السّلام خط شكنان سپاه به فرماندهى امام حسن عليه السّلام حمله كردند ، آب را در اختيار گرفته ، سپاه معاويه را كنار زدند ، امّا امام على عليه السّلام دستور داد كه آب براى هر دو لشكر آزاد باشد ، اين عمل جوانمردانه امام ، باعث بيدارى بسيارى از شاميان شد كه برخى از آنان به سپاه امام پيوستند . ( 3 ) سملة : ته ماندهء آب در ظرف ، اداوة : ظرف و مقله : سنگ‌ريزهايى كه در داخل ظرف آب مىكردند تا آب كمترى بگيرد .