ترجمه خطبه 48
( به هنگام حركت براى جنگ با شاميان ، در نخيلهء كوفه در 25 شوّال سال 37 هجرى قمرى ايراد فرمود )
ضرورت آمادگى رزمى
ستايش خداوند را سزاست ، هر لحظه كه شب فرا رسد ، و پردهء تاريكى فرو افتد ، ستايش مخصوص پروردگار است هر زمان كه ستارهاى طلوع و غروب كند ، ستايش خداوندى را سزاست كه نعمتهاى او پايان نمىپذيرد ، و بخششهاى او را جبران نتوان كرد ، پس از ستايش پروردگار ، پيشتازان لشكرم را از جلو فرستادم ، « 1 » و دستور دادم در كنار فرات توقّف كنند ، تا فرمان من به آنها برسد ، زيرا تصميم گرفتم از آب فرات بگذرم و به سوى جمعيّتى از شما كه در اطراف دجله مسكن گزيدهاند رهسپار گردم و آنها را همراه شما بسيج نمايم ، و از آنها براى كمك و تقويت شما يارى بطلبم .
مىگويم : ( منظور امام از « ملطاط » آنجايى است كه دستور توقّف داد ، « كنار فرات » كه به كنار فرات يا دريا « ملطاط » هم مىگويند . و امام عليه السّلام از كلمه « نطفه » آب فرات اراده كرده كه شگفت آور است )
ترجمه خطبه 49
خدا شناسى
ستايش خداوندى را سزاست كه از اسرار نهانها آگاه است ، و نشانههاى آشكارى در سراسر هستى بر وجود او شهادت مىدهند ، هرگز برابر چشم بينندگان ظاهر نمىگردد . نه چشم كسى كه او را نديده مىتواند انكارش كند ، و نه قلبى كه او را شناخت مىتواند مشاهدهاش نمايد . در والايى و برترى از همه پيشى گرفته . پس ، از او برتر چيزى نيست ، و آنچنان به مخلوقات نزديك است كه از او نزديكتر چيزى نمىتواند باشد .
مرتبهء بلند او را از پديدههايش دور نساخته ، و نزديكى او با پديدهها ، او را مساوى چيزى قرار نداده است . عقلها را بر حقيقت ذات خود آگاه نساخته ، امّا از معرفت و شناسايى خود باز نداشته است . « 2 » پس اوست كه همهء نشانههاى هستى بر وجود او گواهى مىدهند و دلهاى منكران را بر اقرار به وجودش وا داشته است ، خدايى كه برتر از گفتار تشبيه كنندگان و پندار منكران است .
ترجمه خطبه 50
( پس از پايان جنگ صفّين و ماجراى حكميّت در سال 38 هجرى در شهر كوفه ايراد فرمود )
علل پيدايش فتنهها
هامش
( 1 ) امام عليه السّلام زياد بن نصر و شريح بن هانى را با دوازده هزار سرباز به سوى جبههها اعزام كرد .
( 2 ) نقد تفكّر : راسيوناليسمmsilanoitaR( اصالت عقل ) و اينكه شناخت عقل محدود است ، با اينكه بايد از عقل بهره برد ، امّا نبايد به آن اصالت داد .