للفارس سهمين وللراجل سهماً ، وهم الذين غنموا دون الفرسان
؟ « اگر آنان در ميان ارتشى مىبودند ولى تنها پيادهها جلو مىافتادند و مىجنگيدند و غنيمت مىگرفتند ، غنايم را چگونه بين آنان تقسيم مىكردم ؟ آيا مگر براى سواره دو سهم و براى پياده يك سهم قرار نمىدادم در حالى كه پيادهها غنيمت گرفتهاند نه سوارهها ؟ »
گفتم : آيا براى امام جايز است كه از اين اموال بخشش كند ؟ گفت :
« أن ينفل قبل القتال ، فأمّا بعد القتال والغنيمة فلا يجوز ذلك لأنّ الغنيمة قد احرزت » . « 1 »
« قبل از جنگ مىتواند اين كار را انجام دهد ، امّا بعداز تمام شدن جنگ و غنيمت گرفتن ، جايز نيست زيرا غنيمت ، احراز شده است . »
2 - حضرت صادق عليه السلام فرمود :
« لمّا ولي عليّ عليه السلام صعد المنبر فحمد اللَّه وأثنى عليه ، ثمّ قال : أما أنّي واللَّه ما أرزأكم من فيئكم هذا درهماً ما قام لي عذق بيثرب ، فلتصدقكم أنفسكم ، أفتروني مانعاً نفسي ومعطيكم ؟ قال : فقام إليه عقيل كرّم اللَّه وجهه فقال : فتجعلني وأسود في المدينة سواء
؟ فقال : اجلس ما كان ههنا أحد يتكلّم غيرك ، و ما فضلك عليه إلّابسابقة أو تقوى » « 2 » .
« چون حضرت على عليه السلام به خلافت رسيد ، بر منبر رفت و بعداز حمد و ثناى الهى فرمود :
سوگند به خدا ، من از اين في و غنيمت شما يك درهم را هم ( به سود خودم ) كم نخواهم كرد تا زمانيكه يك شاخهء خرما براى من در مدينه برپا بماند ، پس با خود راست باشيد ، آيا مىبينيد مرا كه از خود بازدارم و به شما بدهم ؟ حضرت فرمود : پس عقيل ( كرّم اللَّه وجهه ) بلند شد و گفت : من و اسود را در مدينه يكسان قرار
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعه ، ج 11 ، باب 38 ، ص 78 - 79 ، حديث 1 .
( 2 ) - همان ، باب 39 ، ص 79 - 80 ، حديث 1 .