اهل و تبارت ، از همسايه و دوستانت ، از نزديكترين نظامها به تو . رها كردن نقطهء نزديكتر و اهتمام به نقطهء دور نوعى از وسوسهاى است كه ضعف ايمان را نشان مىدهد .
ب - تقوا دو چهره دارد ؛ از يكسو تقوا به معناى عدم ارتكاب محرّمات و ترك معصيت و گناه است كه « ورع » هم ناميده مىشود ، و از سوى ديگر تقوا عبارت است از عمل كردن به آنچه خدا امر كرده است . خداوند در قرآن امر به تقوا كرده « 1 » و بعد آن را با امر به « جستجوى وسيله » مقرون ساخته است و اين بدان معنى است كه بايد پيوسته در تلاش بود و از وسيلههاى مختلف براى نزديك شدن به خدا استفاده كرد همچون اطاعت از اولياى خدا ، و شتاب در كارهاى خير ، و دعا و نيايش به اميد بهشت و رحمت خدا و ترس از خشم و غضب او .
پس از امر به تقوا و امر به جستجوى وسيله ، به جهاد و مبارزهء دائم با دشمنان خدا امر كرده است ، زيرا جهاد هم وسيلهء تقرّب به خدا مىباشد .
باتوجّه بدانچه گفته شد ما نبايد به تقوا با ديد منفى نگاه كنيم و كسى را با تقواتر از همه بدانيم كه متحجّرتر ، و ساكتتر و منزوىتر و در خود فرورفتهتر از ديگران باشد . تقوا عبادت است از « التزام و تعهّد » به همهء آنچه در دين است از : بايدها و نبايدها ، نماز ، روزه ، جهاد ، امر به معروف و نهى از منكر و . . .
ج - ايمان درجهء رفيع و بلندى است كه هر انسانى بدان نمىرسد .
خداوند از ميان بندگان خود تنها به كسى آرامش ايمان مىبخشد كه در او نيّت راستين ، حسن انتخاب ، صفا و پاكى دل وجود داشته باشد . و اگر او را
هامش
( 1 ) - سورهء مائده ، آيهء 35 .