استغفرت منه ، وهيأوّل درجةالعابدين ، وتركالذنب والاستغفار اسم واقع لستّة معان » « 1 » .
« اى ابن زياد ! بايد توبه كند . » گفتم : مگر توبه نيست ؟ فرمود : « نه . » گفتم : چگونه ؟
فرمود : « بنده هنگامى كه مرتكب گناه مىشود ، استغفار مىكند با حركت دادن . » گفتم :
حركت دادن چيست ؟ فرمود : « زبان و لبها را حركت مىدهد و مىخواهد آن را به حقيقت دنبال كند . » گفتم : حقيقت چيست ؟ فرمود : « تصديق قلبى و قصد اينكه به آن گناهى كه از آن استغفار كرده باز نگردد . » گفتم : آيا وقتى چنين كردم از استغفار كنندگان خواهم بود ؟ فرمود : « نه ، چون هنوز به اصل آن نرسيدهاى . » گفتم : پس اصل استغفار چيست ؟ فرمود : « رجوع به توبه از گناهى كه از آن استغفار كردهاى و اين اوّلين درجهء عابدان است و ترك گناه و استغفار اسمى است كه براى شش معنى نهاده شده است . . . » .
18 - كسى در محضر حضرت على عليه السلام « استغفر اللَّه » گفت . امام فرمود :
« ثكلتك امّك ، أتدري ما الاستغفار ؟ الاستغفار درجة العلّيّين وهو اسم واقع على ستّة معان : أوّلها الندم على ما مضى ، والثاني العزم على ترك العود إليه أبداً ، والثالث أن تؤدّي إلى المخلوقين حقوقهم حتى تلقى اللَّه عزّ وجلّ أملس ليس عليك تبعة ، والرابع : أن تعمد إلى كلّ فريضة عليك ضيّعتها فتؤدّي حقّها ، والخامس أن تعمد إلى اللحم الذي نبت على السحت فتذيبه بالأحزان حتى يلتصق الجلد بالعظم ( وينشو ) بينهما لحم جديد
، والسادس أن تذيق الجسم ألمالطاعة كما أذقته حلاوةالمعصية فعند ذلك تقول استغفر اللَّه » « 2 » .
« مادرت به عزايت بنشيند آيا مىدانى كه استغفار چيست ؟ استغفار درجهء بلند پايگان است ، و آن شش مرحله دارد : اوّلين آنها پشيمانى از گذشته است . دوّم تصميم
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعه ، ج 11 ، باب 87 ، ص 361 ، حديث 5 .
( 2 ) - همان ، حديث 4 .