پانصد عالم بحدّ شمالست ، و چهار هزار و پانصد عالم بحدّ جنوبست . اين هجده هزار عالم است . و ياجوج و ماجوج از جملهء هجده هزار است . و آنچه بيافريدست از مرغان هم از شمار اين عالمهاست « 1 » . و خلق تارس و تافيل هم از شمار اين عالمها است . و ايشان هر گروهى امّتىاند هم از اين گونه .
و هر خلقى كه بيافريدست خداى عزّ و جلّ هم ازين عالمهاست ، و ايشان هر گروهى امتىاند چنان كه گفت عزّ و جلّ :
وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها
« 2 » . و ديگر جاى گفت :
وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ
« 3 » .
گفت هيچ جمندهاى نيست اندر زمين و نه هيچ پرندهاى اندر هوا كه نه ايشان نيز همچون شما امتىاند . و خلق هفت آسمان و هفت زمين هم از شمار اين عالمهاست . و آنچه اندرين هفت آسمانست بدين نيست . و هشت مسئله گفتهاند « 4 » .
اما بدين هفت زمين اندر اختلاف است . گروهى گويند اين هفت زمين از زبر يكديگر است « 5 » ، و حديث آرند از پيغامبر ما عليه السلام كه پرسيدند او را كه بدين زير زمين اندر خلقان هستند ؟ گفت بلى خلقانند بسيار و همه خداوند عزّ و جلّ را شناسند . و گروهى گفتهاند كه اين هفت زمين همه ازين زمين است و هر ناحيتى زمينى است . اما منجمان گويند كه اين زمان سرگردانست « 6 » همچون گوى ، و اين هفت فلك بر مثال چرخ گرد او همى گردد ، هم چنان كه اين هفت آسمان همى بينى ، زير ما نيز همچنانست .
هامش
( 1 ) و مالوق و ماسوخ از جملهء اين عالمهاست . ( پا )
( 2 ) هود ، 6 .
( 3 ) الانعام ، 38 .
( 4 ) و آنچه هست بدين هفت آسمان اندر خود بيست و هفت مسئله گفته آيد . ( پا ) . خود بدان بيست و هشت مسئله گفتهاند ( ن )
( 5 ) اين هفت ، يك از بر ديگرست هم چنان كه آسمانست . ( پا )
( 6 ) كه اين زمين گرد است ( پا ) .
كه اين زمين گردان است ( صو )