6 - همچنين گفتهاند : جائز است همهء قبر نقل داده شود مانند اينكه امروزه چند متر مربع از اطراف قبر را يك جا انتقال مىدهند تا قبر و آنچه در آن است ، همگى يك جا در محل ديگر منتقل شود . اين عمل هم در مورد ضرورت جائز است مانند خوف از سيل يا توسعهء يك ساختمان ضرورى يا افتتاح يك راه و خيابان مورد نياز و مانند آن .
7 - اگر باقى ماندن قبر در يك محل موجب هتك ميّت شود مثل اينكه معلوم گردد ميّت در چاه فاضلاب دفن شده و يا اينكه قبر او در مسير يك راه عمومى قرار گرفته كه شايستهء شخصى مانند او نيست ، اقوى اين است كه نبش قبر به منظور انتقال جائز است و بهتر اين است كه در صورت امكان ، انتقال به گونهاى صورت گيرد كه از نبش اجتناب شود .
8 - وصيت كردن خودميّت به نبش بنابر اقوى نافذ نيست ، زيرا حرمت نبش تنها از جهت هتك حرمت ميّت نيست تا با وصيّت خود او جائز شود .
9 - اگر قبر به گونهاى مندرس و از بين برود كه ديگر ، قبر ناميده نشود مگر به عنوان مجاز ، خراب كردن آثار آن جائز است مگر اينكه به آن آثار ، يك مصلحت شرعى تعلّق گرفته باشد مثل اينكه محل احترام مؤمنين و مركز عبادات و نمازها و دعاهاى آنان باشد مانند قبور اوليا و بندگان صالح خداكه خراب كردن آنها جائز نيست .
آداب بيمارى و احكام وفات (فارسى) — صفحة 173
مساهمون: دانش
ص١٧٣