3 - اقوا اين است كه مقيد بودن به يكى از قرائتهاى هفتگانهء معروف واجب نيست بلكه قرائت به حسب روش زبان عربى و به شيوهاى كه از زمان نزول قرآن تاكنون در ميان مسلمانان متداول ومتواتر بوده است ، كفايت مىكند . « 1 »
4 - مراعات ترتيب بين آيات حمد و سوره و همچنين بين كلمات و حروف آنها واجب است ، و همچنين واجب است كه موالات وپى درپى بودن نيز در قرائت مراعات شود . پس اگر در ترتيب وموالات ، در قرائت اخلال شود نماز باطل مىشود .
5 - براى كسى كه فاتحه ياسوره را حفظ ندارد ، جايز است از روى قرآن بخواند .
6 - بركسى كه قرائت را به نيكى نمىداند ، واجب است آن را بياموزد چنان كه واجب است ساير اجزاى نماز را نيز بياموزد . پس اگر قدرت برآموختن داشته باشد ولى وقت تنگ باشد بنابر احوط اگر امكان دارد ، نماز را به جماعت بخواند . و اگر جماعت امكان ندارد ، هرمقدار كه از قرآن مىداند ، بخواند ، و اگر هيچ چيزى از قرآن نمىداند ، به اندازهء قرائت فاتحه و سوره ، تسبيح و تكبير و ذكر خدا بگويد .
هامش
( 1 ) - چنين به نظر مىرسد كه قرائتهاى مختلف قرآن ، بيشتر جنبهء تحسين وزيبايى دارد ويابه لهجهها ولحنهاى مختلف مربوط مىشود ، وربطى به اصل وگوهر قرآن ندارد . پس تعدد آنها هم اشكال ندارد اما قرآن در اصل كلمات خود ، يكى است و از نزد خداى واحد ويگانه نازل شده است ومحسّنات ولهجهها دخالتى در گوهر وأصل قرآن ندارند .