مرگ گفت پس كيست كه رشك بردهترين مردمانست فرمود بدني كه در زير خاك است أيمن است از عقوبت واميد دارد ثواب را وگفت مردى سلمان فارسي رضى اللَّه عنه را كه چگونه صباح كردى فرمود چگونه صباح كند آنكه مرگ آخر كار أو است وگور منزل أو وكرمان همسايگان أو واگر آمرزيده نشود پس آتش منزل أو است گفتند حذيفة يماني را كه چگونه صباح كردى گفت چگونه صباح كند آنكه باشد اسم أو بنده ودفن مىشود فردا در گور تنها وبرانگيخته مىشود پيش خدا تنها از مسيّب گفت بيرون آمد روزى أمير المؤمنين از خانه پس استقبال كرد أو را سلمان ره پس فرمود آن حضرت بسلمان كه چگونه صباح كردى يا عبد اللَّه عرض كرد صباح كردم در چهار غم فرمود أو را كه چيست آن غمها گفت غم عيال كه طلب ميكند نان وخواهشها وخداى تعالى طلب ميكند طاعت وشيطان امر ميكند بمعصيت وملك الموت طلب ميكند روح را پس فرمود امام ( ع ) أو را كه بشارت باد ترا يا أبا عبد اللَّه بدرستى كه از براي تست بهر خصلتى درجهها وبدرستى كه بودم وداخل شدم بر رسول خدا ( ص ) روزى پس فرمود چگونه صباح كردى يا علي عرض كردم صباح كردم نيست آب در دست من غير از آب ومن غمناكم بحال دو فرزند خود حسن وحسين پس فرمود مرا كه يا علي غم عيال سپريست از آتش وطاعت خدا امانيست از عذاب وصبر بر درويشى جهاد است وفاضلتر از عبادت شصت سال است وغم مرگ كفاره گناهانست وبدان يا علي بدرستى كه روزى بندگان بر خداست سبحانه وتعالى وغم تو بايشان نه ضررى ميدهد ونه نفعي الّا آنكه
جامع الأخبار ( معارج اليقين في أصول الدين ) ( كاشف الأستار در ترجمه جامع الأخبار ) ( فارسي ) — صفحة 167
مساهمون: الشيخ محمد الشعيري السبزواري
ص١٦٧