السّلام را كه چگونه صباح كردى فرمود چگونه صباح كند آنكه باشد براي خدا بر وى دو گواه وداند كه گناهان أو نوشته شده است در ديوان اگر نه رحم كند أو را پروردگار أو پس بازگشت أو آتش سوزان است وگفتند بحضرت فاطمه عليها السلام كه چگونه صباح كردى اى دختر مصطفى فرمود صباح كردم ناخوش دارنده دنياي شما زشت دارنده مردان شما ترك كرديد بعد از آنكه آزموديد پس من در ميان سختى واندوهم در ميان اين دو تا يافتن پيغمبر صلّى اللَّه عليه وآله وظلم كردن بر وصى آن سرور روايت كرد منهال گفت داخلشدم بر امام زين العابدين عليه السّلام پس گفتم السّلام عليك چگونه صباح كردى رحمت كند خدا شما را فرمود تو دعوى ميكنى شيعه مائي ونميدانى صباح ما وشام ما را صباح كرديم در قوم خود بمنزله بني إسرائيل در أهل فرعون كه ميكشتند پسران ايشان را وزنده ميگذاردند زنان را وصباح ميكند بهترين آفريده خدا بعد از پيغمبر ( ص ) كه لعنت ميكنند أو را بر منبرها وميدهند ايشان را بخشش ومالها واسطه دشنام دادن بوى وصباح ميكند آنكه دوست ميدارد ما را نقصانكردهء بحق وى بواسطة دوستى أو ما را وصباح ميكند قريش وزيادتى طلب ميكند از جميع عرب بآن كه محمد ( ص ) از ايشانست طلب ميكنند حق ما را ونميدانند از براي ما حقي داخل شو اين است صباح ما وشام ما وگفت جابر بن عبد اللَّه انصارى كه داخلشدم روزى بر أمير المؤمنين عليه السّلام پس عرضكردم چگونه صباح كردى يا أمير المؤمنين فرمود ميخورم روزى خود را عرضكرد جابر كه چه ميگوئى در اين دار دنيا فرمود چه گويم در دارى كه اوّل آن غم است وآخر آن
جامع الأخبار ( معارج اليقين في أصول الدين ) ( كاشف الأستار در ترجمه جامع الأخبار ) ( فارسي ) — صفحة 166
مساهمون: الشيخ محمد الشعيري السبزواري
ص١٦٦