پس بود خونى بسته بيافريد او را و راست كرد .
كرد از او دو جفت نر و ماده .
نيست او توانا بر آن كه كند زنده مردگان را !
قوله : * ( لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ ) * [ 17 - پ ] ، عامّهء قرّاء * ( لا أُقْسِمُ ) * خواندند به حرف نفى ، و اقسم « الف » مقطوع و دؤم همچنين .
حسن و عبد الرحمن أعرج خواندند « لا قسم » ( 1 ) ، به « لامى » موصول با « الف » ، چنان كه « لام » تأكيد بود ، و قسم مثبت نه منفى ، و در دوم چنان خواندند :
كه عامّهء قرّاء مىخوانند به « لا » ى نفى ، يعنى به روز ( 2 ) قسم نكنم و به نفس ملامت كننده قسم نكنم . و قوّاس همچنين روايت كرد از شبل از ابن كثير .
امّا در معنى و وجه او خلاف كردند ، بعضى گفتند : « لا » صله است ، يعنى قسم كنم به روز قيامت ، و اين قول سعيد جبير است .
ابو بكر عيّاش گفت : اين « لا » تأكيد قسم است ، كقولهم : لا و اللَّه . فرّاء گفت : « لا » ردّ كلام مشركان است ، آنگه ابتدا كرد و گفت : اقسم ، قسم مىكنم ( 3 ) ، گفت : و هر سوگندى كه وارد باشد مورد كلامى ، لابد بايد تا « لا » بر قسم مقدّم بود تا فرق باشد ميان سوگند جحد و ميان سوگند اثبات ، چنان كه كسى مبتدا گويد ( 4 ) : و اللَّه إنّ الرسول حقّ ، اين كلام فايده آن مىدهد كه رسول حقّ است ، چون گويد : لا و اللَّه إنّ الرسول حقّ ، معنى آن است كه : دروغ گفتند ( 5 ) آنان كه انكار رسالت او كردند ، بل او پيامبر است و انكار ايشان اثر نمىكند
هامش
( 1 ) . اساس ، كا : لا اقسم ، آج : ندارد ، با توجّه به گا ، آد تصحيح شد .
( 2 ) . آد قيامت .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 4 ) . آج : چندان كه مبتدا كويد ، كا ، گا ، آد ، چنان كه به ابتدا گويند .
( 5 ) . آج : ندارد ، كا ، گا ، آد : گويند .