انگشتان او .
بل مىخواهد آدمى تا كافر ( 1 ) شود پيش او .
مىپرسد كه كى باشد روز قيامت .
چون متحيّر شود چشم .
و گرفته شود ماه .
و جمع كنند آفتاب و ماه را .
گويد آدمى آن روز كه كجاست گريختنگاه ( 2 ) ؟
نباشد ( 3 ) ، آن روز پناه نبود .
به خداى تو بود آن روز قرارگاه .
خبر دهند آدمى را آن روز به آنچه پيش داشته بود و باز پس داشته بود .
بل آدمى بر خود بيناست .
و اگر ( 4 ) بيفگند عذرهاى خود ( 5 ) .
مجنبان به اين قرآن ( 6 ) زبانت . تا شتاب كنى به او .
بر ماست جمع او و خواندن او .
چون ما خوانيم ( 7 ) آن را ، تو پسروى كن خواندن آن را .
پس بر ماست بيان او .
هامش
( 1 ) . ترجمهء كلمه در متن تفسير : تا فجور كند .
( 2 ) . آج : گريزگاه .
( 3 ) . آج : حقّا نباشد .
( 4 ) . آج چه .
( 5 ) . آج را .
( 6 ) . آج : ندارد .
( 7 ) . آج : خوانديم .