حفظه گويند : بياييد تا كوشكهاى برادرمان ببينيد ( 1 ) اگر صد بار بخواند ، خداى تعالى به كفّارت گناه بيست و پنج ساله كند او را . اگر چهار صد بار بخواند ، كفّارت چهار صد ساله گناه بود او را جز خون به ناحق و مظالم ( 2 ) . اگر هزار بار بخواند ، بنميرد تا جاى خود در بهشت نبيند ، يا ( 3 ) ديگرى بيند و او را خبر دهد .
سهل بن سعيد ( 4 ) روايت كرد كه : مردى بنزديك رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - آمد و شكايت درويشى كرد با او . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت چون در خانه شوى ( 5 ) بر اهل خانهء خود سلام كن ، و اگر كسى نباشد ( 6 ) ، بر من صلوات فرست و قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ يك بار بخوان . مرد همچنان كرد ، توانگر شد و روزى بر او فراخ شد تا با همسايگان خير كرد .
أنس مالك گفت : ما با رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - به تبوك بودم ، يك روز آفتاب بر آمد با نورى و ضيائى كه هرگز چنان نديديم . ( 7 ) رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - جبريل را گفت : امروز چيست كه آفتاب را اين همه همه شعاع است ؟ و هيچ روز چنين نبود ؟ گفت : بدان كه معاوية بن معاوية اللَّيثي در مدينه فرمان يافته است ، خداى تعالى هفتاد هزار فريشته را فرستاده ( 8 ) تا بر او نماز كنند . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت :
يا جبريل ! او اين پايه به چه دريافت ؟ گفت : به آن كه قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ بسيار خواندى در آمدن و نشستن و برخاستن ( 9 ) و در شب و روز ، و لكن يا رسول اللَّه ! خواهى تا زمين در نوردم تا بر او نماز كنى ؟ گفت : خواهم . پس رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - برفت و بر او نماز كرد و باز آمد .
هامش
( 1 ) . كا ، آد ، گا : ببينيم .
( 2 ) . آد ، گا : مظلمه مردم .
( 3 ) . كا ، آد ، گا اگر نه .
( 4 ) . آج : سهل بن سعد .
( 5 ) . كا ، آد ، گا : روى .
( 6 ) . كا ، آد ، گا آن جا .
( 7 ) . كا : نديدم ، آد ، گا : نديده بودم .
( 8 ) . كا ، آد ، گا : فرستاده است .
( 9 ) . كا ، آد ، گا : در آمد و نشست و خاست .