* ( إِنَّه فَكَّرَ وَقَدَّرَ ) * ، كه او تفكّر كرد و تقدير كرد . سبب نزول اين آيات آن بود كه چون خداى تعالى سورة المؤمن فرستاد ، قوله : حم ، تَنْزِيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّه الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ( 1 ) ، رسول - عليه السلام - اين سورت مىخواند . وليد مغيره بر در مسجد گوش باز كرده بود و اين آيت مىشنيد . رسول - عليه السلام - چون بدانست كه وليد مغيره مستمع است ، ديگر باره با سر گرفت و باز خواند . وليد مغيره نيك بشنيد ، بيامد ، به مجمع قريش آمد و گفت : من امروز [ 10 - پ ] از محمّد كلامى شنيدم كه نه كلام انس است و نه كلام جنّ . انّ له لحلاوة و انّ ( 2 ) عليه لطلاوة و انّ اعلاه لمثمر و انّ اسفله لمغدق و انّه يعلو و ما يعلى ، گفت : و اللَّه كه اين كلام را حلاوتى است و بر او تازگى است و زبر او ميوهدار است و زير ( 3 ) شاخآور است ، و اللَّه كه او غالب شود و بر او غلبه نكنند . اين بگفت و برفت و باجاى خود شد ( 4 ) . قريش گفتند : و اللَّه كه وليد صابى شد ، و اگر او صابى شود همهء قريش صابى شوند ( 5 ) . و او را ريحان قريش گفتندى .
ابو جهل گفت : من كفايت بكنم كار او ( 6 ) ، برفت و پهلوى وليد نشست دلتنگ . وليد او را گفت : چرا دل تنگى ؟ گفت : چرا دلتنگ نباشم ، و قريش مىگويند كه : ما در آنيم كه براى تو كه وليدى نفقهاى جمع كنيم كه تو براى آن كه پير شدهاى و كار نمىتوانى كردن رغبت مىكنى از دين پدرانت ، و ميل مىكنى بدين محمّد كه تا از فضلهء طعام ايشان چيزى بستانى . وليد در خشم شد ، گفت : قريش نمىدانند كه در ميان ايشان آن مال كه مرا است ( 7 ) كس را نيست ، و آن عدد كه مرا است ( 8 ) كس را نيست ، و محمّد و اصحاب او از مقدار طعام او سيرى مىيابند ( 9 ) از كجا ( 10 )
هامش
( 1 ) . سورهء مؤمن ( 40 ) آيهء 1 و 2 .
( 2 ) . كا ، آد ، گا : ندارد .
( 3 ) . آج : زير او ، كا ، آد ، گا : زيرش .
( 4 ) . كا ، آد ، گا : جاى خود بنشست .
( 5 ) . آج : شود .
( 6 ) . كا ، آد ، گا پس .
( 8 - 7 ) . آد : مرا هست ، آج ، كا ، گا : مراست .
( 9 ) . كذا : در اساس ، كا ، آد ، گا : سير نمىشوند .
( 10 ) . كا ، آد ، گا : نمىشوند تا .