پندارى ايشان آن روز بينند آن را مقام نكردهاند ( 1 ) الَّا شبانگاهى يا چاشتگاهش ( 2 ) .
« واو » قسم است . و در معنى « نازعات » خلاف كردند . مسروق گفت :
فريشتگانند كه نزع و جذب ارواح بنى آدم كنند ، و اين روايت عطيّه است از عبد اللَّه عبّاس . امير المؤمنين على گفت : فريشتگانند كه جان كافران نزع كنند .
عبد اللَّه مسعود گفت : جانهاى كافران است كه ملك الموت از زير هر موى و ( 3 ) زير هر ناخنى بيرون مىآرد تا آنگه كه تمام به حلق آرد ، آنگه رها كند تا ( 4 ) باز جاى شود ، باز دگر باره نزع كند .
مقاتل گفت : ملك الموت است و اعوانش كه جان كافران از تن مىبرآرند به مانند سفودى كه ( 5 ) در پشمتر فگنند و آن را شاخهها و شعبهها باشد ، هر شاخى از آن به پارهاى در آويزد و از آب بركشد ( 6 ) . مجاهد گفت : اسباب مرگ است كه به او جان از تن بر آيد . سدّي گفت : جانهاى كافران است كه در سينه غرق شود گفتند معنى آن است كه : كافر خود را در وقت مرگ چون غرقى بيند . حسن و قتاده و ابن كيسان و ابو عبيده و أخفش گفتند : ستارگانند كه نزع مىكنند از افقى به افقى تا فرو شدن .
عطا و عكرمه گفتند : كمانهاى تير اندازان است كه نزع مىكنند تير را . و گفتند : غازيانند كه تير مىاندازند . و قوله : * ( غَرْقاً ) * ، أى اغراقا ، و هو المبالغة فى النزع ، آن باشد كه كمان چندان در آرند كه به فوق ( 7 ) رسد . و نصب او بر مصدرى باش لا من جنس الفعل . و اصل نزع جذب چيزى باشد از عميق ( 8 ) كنزع الدلو من البئر . و إغراق ، غرق كردن [ 57 - پ ] باشد و در جاى مبالغت
هامش
( 1 ) . آج : درنگ نكنند .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها قوله : و النازعات غرقا .
( 3 ) . كا از .
( 4 ) . كا ديگر باره .
( 5 ) . كا : سفّودى گرم كه .
( 6 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : بركشند .
( 7 ) . كا ، آد ، گا تير .
( 8 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : عمق