تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
بار ديگر برگشت ولى باز هم شكست خورد . اين بار رهسپار اصفهان گرديد و ميان اصفهان و رى اردو زد و لشكريان و كسان ديگرى را كه زير فرمانش بودند گرد آورد . از كسانى كه به وى پيوسته بودند ، فرمانرواى شهرهاى فارس - پسر اتابك سعد - بود كه پس از درگذشت پدر خويش ، همچنان كه پيش از اين گفتيم ، به فرمانروائى رسيده بود . جلال الدين ، با اين آمادگى ، به جنگ برگشت و با مغولان روبرو شد . هنگامى كه هر دسته در برابر دستهء ديگر براى نبرد صف آرائى كرده بود ، غياث الدين ، برادر جلال الدين خوارزمشاه ، با سردارانى كه براى كناره‌گيرى از جلال الدين با وى موافقت كرده بودند ، از ميدان جنگ دور شد . اين گروه كناره گرفتند و به سوئى كه مىخواستند بروند روى آوردند . مغولان همين كه ديدند ايشان از ميدان جنگ دور مىشوند گمان بردند كه مىخواهند از پشت ايشان سر در آورند و بدين گونه ، از دو سو با آنان بجنگند . مغولان ، روى اين انديشه ، گريختند و فرمانرواى شهرهاى فارس سر در پى ايشان نهاد . اما جلال الدين خوارزمشاه همين كه كناره گيرى برادر خود و ساير سرداران را ديد ، گمان برد كه بازگشت مغولان نيرنگى است براى اين كه او را به دنبال خويش بكشانند . اين بود كه از فرجام كار انديشناك شد و گريزان برگشت ،
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 95 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت