تاليف كنند كه صحاح يا صحاح اللغة تأليف اسماعيل بن حماد جوهرى را نيز شامل گردد و آنچه در صحاح از التهذيب ارموى و الجمهره ابن دريد و كتابهاى ديگر فوت شده ، در آن بگنجانند .
همچنين دستور داد تا مسند احمد بن حنبل را در بابهاى ويژهاى مرتب كنند و هر حديثى را به بابى كه بدان معنى تخصيص يافته وارد سازند . مثلا احاديث مربوط به طهارت در باب طهارت ، احاديث نماز در باب نماز ، همچنين رقائق ، تفسير ، غزوات هر كدام را در باب مخصوص خود قرار دهند تا كتاب جامعى شود .
او علم را از راه صحيح خود توسعه مىداد و علما از گوشه و كنار به درگاه او روى مىآوردند .
ملك معظم مسند را از يكى از ياران ابن الحصين شنيده بود .
او نيز ايشان را گرامى مىداشت و مقررىهاى بسيار براى ايشان معين مىفرمود .
انان را به خود نزديك مىساخت و همنشينشان مىشد ، از آنان بهره مىبرد و به آنان بهره مىرساند .
با اهل علم به بحث مىپرداخت و حتى سخنانى را كه نمىپسنديد ، با صبر و شكيبائى گوش مىداد .
از كسانى كه همنشين و همدمش بودند ، هيچ كس از او سخن ناگوارى نشنيده بود كه وى را برنجاند .
عقيدهء خوبى داشت و اغلب مىگفت : « من در اصول به آنچه ابو جعفر طحاوى نوشته است اعتقاد دارم . » و هنگام مرگش وصيت كرد كه او را در كفن سپيد بگذارند و در جامهاى نگذارند كه طلا داشته باشد . براى آرامگاهش نيز بنايى نسازند ، بلكه قبرش در صحرا
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 85
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٥