به دو حبه [ ( 1 ) ] فروخته مىشد و چه بسا كه در برخى از روزها از اين هم بيشتر به فروش مىرسيد .
برخى از كسانى كه در موصل به گوسفند فروشى اشتغال داشتند براى من حكايت كردند كه اغلب در روز تنها يك بره مىفروختند نه بيشتر ، در برخى از روزها پنج و در برخى ديگر شش بره به فروش مىرفت . گاهى كمتر مىشد و گاهى بيشتر .
چنين كسادى شنيده نشده بود و ما در سراسر عمر خود همانندش را نديديم ، كسى هم براى ما نظيرش را نگفته بود زيرا معمولا در بهار گوشت فراوان مىشود و نرخش پائين مىآيد چون تركمانان و كردان و گيلكها از نقاطى كه زمستان را در آن جاها مىگذرانند به زوزان نقل مكان مىكنند . از اين رو گوسفند را ارزان مىفروشند .
گوشت هر سال در اين فصل ، هر شش يا هفت رطل يك قيراط قيمت داشت و امسال بهاى هر رطلش به دو حبه رسيد .
در اين سال ، در دهم ماه آذار ( ماه اول بهار ) كه برابر مىشد با بيستم ربيع الاول دو بار در موصل برف باريد و اين به راستى
هامش
[ ( 1 ) ] - حبه يك چهل و هشتم درهم بوده است ( از لغتنامهء دهخدا ) به طور كلى امروز مشكل مىتوان به دقت تعيين كرد كه هر واحد وزن يا هر واحد پول معمول در آن زمان چقدر بوده است . معذلك شايد خوانندگانى كه علاقمند هستند بتوانند به كمك فرهنگها و كتبى كه درين باره نوشته شده ، از قيمتهاى آن روزگار آگاهى يابند . م