تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
اما جلال الدين خوارزمشاه از تفليس حركت كرد و مىخواست خلاط را بگيرد كه شنيد نمايندهء او در كرمان كه بلاق ( براق ) حاجب نام داشت از فرمان او سرپيچيده و ، چنان كه شرح خواهيم داد ، بر او شوريده است . به شنيدن اين خبر خلاط را ترك گفت و بدان جا حمله نبرد . فقط لشكريان او قسمتى از آن سرزمين را غارت و قسمت بيش‌ترى را ويران كردند . جلال الدين شتابان روانه كرمان شد . بدين گونه تمام قرارهائى كه آن چند تن گذاشته و تصميم‌هائى كه گرفته بودند به هم خورد . تنها مظفر الدين كوكبرى از اربل به راه افتاد و بر كرانهء رود زاب فرود آمد ولى نتوانست از آن بگذرد و به سوى موصل برود . بدر الدين لؤلؤ نيز از موصل براى ملك اشرف كه در رقه به سر مىبرد پيام فرستاده و از او طلب مساعدت نموده و درخواست كرده بود كه براى سركوبى مظفر الدين شخصا در موصل حضور يابد . ملك اشرف نيز از رقه روانهء حران ، و از حران رهسپار دنيسر شد و شهر ماردين را ويران ساخت و مردمش را غارت كرد . اما ملك معظم صاحب دمشق آهنگ شهرهاى حمص و حماة كرد . از آن جا براى برادر خود ملك اشرف پيام فرستاد و گفت : « اگر تو از ماردين و حلب به روى ، منهم از حمص و حماة مىروم و براى مظفر الدين نيز پيام مىفرستم كه از موصل برگردد . »
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 39 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت