سمور و بيدستر [ ( 1 ) ] يا سگ آبى به كار بردند .
از اين گونه چيزها بسيار براى مغولان ساختند .
فرمانرواى مغول قرار گذاشت كه تبريزيان هر سال مبلغى پول به او بپردازند .
فرستادگانى هم از تبريز به ديوان خلافت ، همچنين پيش گروهى از فرمانروايان رفتند تا از ايشان بخواهند كه جلال الدين خوارزمشاه را يارى نكنند .
در سال گذشته من نامهاى يافتم از بازرگانى كه اهل رى بود و پيش از خروج مغول در رى به سر مىبرد . همين كه مغولان به رى رسيدند و مردم رى به فرمان ايشان در آمدند و همراهشان به آذربايجان رفتند ، اين بازرگان نيز با آنها به تبريز رفت .
او به ياران خويش در موصل نامهاى نگاشته كه مىگويد :
« اين كافر ، يعنى فرمانرواى مغول ، كه خدا لعنتش كناد ! كسى است كه ما نمىتوانيم او را وصف كنيم و همهء كارهاى او را يادآور نمىشويم تا دلهاى مسلمانان به تپش در نيايد و از كار باز نايستد .
هامش
[ ( 1 ) ] - بيدستر ( به كسر با و فتح دال و تا ) : حيوانى است از راستهء جوندگان . جثهاش بزرگ تقريبا به وزن بيست كيلوگرم .
قدش به هفتاد و پنج سانتيمتر مىرسد . پاهاى پردهدار و دم پهن و پوست لطيف با موهاى خرمائى دارد .
در آب به خوبى شنا مىكند . در كنار رودخانهها به طور دسته جمعى به سر مىبرند و خانههاى محكم دو طبقه براى خود مىسازند .
بقيه ذيل در صفحه بعد