تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
قاضى شهر و رئيس شهر و گروهى از بزرگان تبريز به حضور او رفتند در اين ميان شمس الدين طغرائى با آنان همراهى نكرد و نرفت . اين مرد كسى بود كه همه در كارهاى خود از او نظر مىخواستند و دستورهاى او را به كار مىبستند . اما او هرگز چيزى در اين باره اظهار نمىكرد و پيشوائى خويش را به چشم اشخاص نمىكشد . از ين رو وقتى بزرگان تبريز به حضور فرمانرواى مغول رسيدند ، و او پرسيد كه چرا شمس الدين طغرائى نيامده ، گفتند : « او مردى است گوشه‌گير و از دنيا بريده كه به كارهاى فرمانروايان دلبستگى ندارد ، اصل ما هستيم . » خان مغول خاموش ماند : بعد از آنان خواست كه بافندگان جامه‌هائى ختائى در نزدش حاضر شوند تا براى فرمانرواى بزرگ مغول كار كنند و هديه‌اى آماده سازند . چون اين فرمانروا ، خود از پيروان آن فرمانرواى بزرگ بود . صنعتگران و بافندگان آماده شدند تا آنچه را كه او مىخواست بسازند . مردم تبريز نيز بهاى آن را برآورد كردند و هزينه‌اش را پرداختند . فرمانرواى مغول از آنان خواست كه براى فرمانرواى بزرگ نيز خرگاهى بسازند . آنان برايش خر گاهى ساختند كه همانندش ساخته نشده بود . پوشش آن را از اطلس زربفت ساختند و در درون آن پوست‌هاى