[ و دفن ] ( 1 ) او كرد ( 2 ) . مهاجر و انصار را از آن غمى عظيم حاصل شد ( 3 ) ، ما خان و ما [ ن ] ( 4 ) خود را رها كردهايم و در خدمت رسول بيامده ( 5 ) ، هيچ كس اين نديديم از او در زندگى ( 6 ) و بيمارى و مرگ كه اين غلام سياه ديد ( 7 ) .
انصار گفتند : ما به جان و مال و خان و مان مواسا كرديم ، غلامى حبشى را بر ما بگزيد . خداى تعالى اين آيت فرستاد براى عذر رسول - عليه السلام - و باز نمود كه : نسب را اثرى نيست ، و انّما كار تقوى دارد و پرهيزگارى ، گفت :
* ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ) * ، خطاب است با جملهء آدميان از زن و مرد و عرب و عجم و برده و آزاد ، جز كودك و ديوانه و ناقص عقل كز او ( 8 ) خارج اند به دليل عقل . * ( إِنَّا خَلَقْناكُمْ ) * ما بيافريديم شما را از نر و ماده از مردى و زنى ، يعنى آدم و حوّا - عليهما السلام .
* ( وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباً ) * و شما را شعوب كرديم و هى جمع شعب ( 9 ) ، و شعب ( 10 ) قبيلهء برتر باشد كه رأس القبايل بود و سر جمهور باشد چون : ربيعه و مضر و اوس و خزرج ، و ايشان را شعب براى تجمّع و تفرّق گويند كه ايشان جامع باشند جمله فرزندان را ، و از ايشان متفرّق شوند ( 11 ) چنان كه شاخ درخت از درخت منشعب شود . و « شعب » از اضداد است به معنى جمع باشد و [ 18 - ر ] به معنى تفريق ، و مرگ را براى اين شعوب گويند . آنگه فرود شعوب قبايل بود ، يكى را قبيله گويند و آن چناناند ( 12 ) بكر از ربيعه ، و تميم از مضر . و پس از قبايل عمائر باشد ، يكى را عماره گويند بفتح العين ، و اين چنان باشد كه شيبان از بكر و دارم
هامش
( 4 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به اد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آج ، آد : بكرد .
( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها گفتند .
( 5 ) . كا : ايستاده .
( 6 ) . كا : زندگانى .
( 7 ) . كا : بديد .
( 8 ) . آد ، كا : كه از او .
( 9 ) . كا و شعبه گا و شعب .
( 10 ) . كا از .
( 11 ) . آج : بشوند .
( 12 ) . آد ، گا : چنان است كه گا چنان بود كه .