قتال ميان ايشان به حدّ تيغ رسيد .
كلبى گفت : آيت در حرب سمير و حاطب آمد ، و سمير حاطب را كشته بود . اوس و خزرج براى آن كارزار كردند و در آن قتال بماندند تا رسول را - عليه السلام - بفرستادند ( 1 ) ، خداى تعالى آيت فرستاد و رسول را فرمود كه ميان ايشان صلح ده و ايشان را با علم ( 2 ) كتاب خوان ( 3 ) . سدّى گفت : زنى بود از انصار نام او امّ زيد . ميان او و شوهرش خبر ( 4 ) رفت . شوهر را ( 5 ) در خانه محبوس كرد . قوم او خبر يافتند آمدند و با او خصومت كردند و قوم مرد حاضر آمدند و درهم آويختند و ميان ايشان به دست و نعل مضاربه رفت ( 6 ) . خداى تعالى ( 7 ) آيت فرستاد آنگه گفت : * ( فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الأُخْرى ) * ، اگر يكى از ايشان بر ديگرى بغى كند و تعدّى ( 8 ) و سر در نياورد با آنچه حكم خداى باشد ، اگر او را بود و اگر بر او بود .
* ( فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي ) * ، قتال كنى ( 9 ) با باغي تا با فرمان خداى آيد و آنچه او را فرمودند در كتاب خداى . * ( فَإِنْ فاءَتْ ) * ، اگر باز آيد ، ميان ايشان صلح دهى ( 10 ) و كار ايشان به صلاح باز آرى ( 11 ) به عدل ( 12 ) و رضا و انصاف .
* ( وَأَقْسِطُوا ) * ، عدل كنى كه خداى تعالى عادلان را دوست دارد . يقال : اقسط الرجل إذا عدل و قسط إذا جار . و گفتند : اين الف ازالت است و اصل كلمه قسط است ، اذا جار و ظلم ، آنگه اقسط اى ازال الجور ، چنان كه عربت معدته و اعربتها إذا اصلحتها و ازلت فسادها .
هامش
( 1 ) . كا : تا آن وقت كه رسول - صلى اللَّه عليه و آله به رسالت بيامد .
( 2 ) . كا ، گا ، لا : با حكم .
( 3 ) . گا : خواند .
( 4 ) . كذا : در اساس و آج گا ، آد ، كا ، لا : چيزى .
( 5 ) . كذا : در اساس و آج ، آد ، كا ، گا ، لا : شوهر او را .
( 6 ) . كا : به دست و نعلين حركتها رفت .
( 7 ) . آد ، كا ، گا اين .
( 8 ) . آد ، گا نمايد ، لا كند .
( 9 ) . آد ، كا ، گا ، لا : كنيد .
( 10 ) . كا ، گا ، لا : دهيد .
( 11 ) . آد ، كا ، گا : آريد ، لا : آوريد .
( 12 ) . اساس ، آج : بعد از ، با توجّه به ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .